تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٦ - رهنمودهايى از آيات
و در نتيجه رسيدن عذاب اليم و اجل معلّق به ايشان تأخير پيدا كند.
«جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ- انگشتان خويش را در گوشهايشان فرو بردند.» اين كنايه از حجابهايى است كه آنان را از شنيدن دعوت و پاسخ مثبت به آن دادن باز مىدارد، و چه بسا كه بعضى از آنان عملا به چنين عملى برخاسته باشند.
«وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ- و خود را در جامهشان مخفى مىكردند.» يعنى از آن همچون حجابى براى نرسيدن دعوت به ايشان استفاده مىكردند، وقتى آنان را از نگاه كردن محض به دعوت كننده مانع مىشد، و در كنار اين حجابهاى ظاهرى، پردههاى درونى و باطنى قلبهاى آنان را مىپوشاند كه مهمترين آنها از اين قرار بوده است: اصرار بر باطل، گمراهى، و گردنكشى از تسليم شدن به حق.
«وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً- و اصرار كردند و به استكبار و خود بزرگبينى پرداختند.» مفعول مطلق «استكبارا» براى تأكيد و بيم دادن است. يعنى به استكبار پرداختند و آن هم چه استكبار زشت و فاحشى، كه با آن در برابر حق و ارزش آن ايستادگى نمودند، و اين خود مقدمهاى براى تحقق يافتن حكم الاهى و رسيدن هلاك به آن قوم شد، چه آن كس كه از اندازه محبت و لطف نوح به ايشان از يك سو، و اندازه عناد و انكار ايشان از سوى ديگر آگاه باشد، رسيدن عذاب را به آنان مستبعد نمىشمارد، و در عدالت خدا گرفتار شك و ترديد نمىشود. و در الدر المنثور از قتاده روايت شده است كه گفت: به من خبر رسيده است كه مردى با فرزندش به نزد نوح مىرفت و به فرزندش مىگفت كه از اين مرد بر حذر باش، و پدرم در آن هنگام كه من كودكى همچون تو بودم مرا همراه خود به نزد او برد/ ٤٠٨ و همان