تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٤ - رهنمودهايى از آيات
كه مردمان امر خود را پيش از آن كه عذاب به ايشان رسيده باشد اصلاح كنند.
«إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ- چون اجل خدا بيايد، تأخير نمىپذيرد، و اى كاش كه اين را مىدانستيد.» خدا از آن جهت درباره اين حقيقت تأكيد مىكند كه ايمان آوردن به آن تخم ترس از خدا را در جان آدمى مىكارد، و او را به افزايش به جدّ و عزم خويش و بهرهبردارى از فرصتهاى مناسب برمىانگيزد.
[٥- ٧] رسالت شيخ المرسلين- عليه السلام- كه تصدى ابلاغ آن را داشت، بدين گونه بود، و همه تلاش و كوشش و صبر و حكمت خود را براى آن به كار برد كه قومش به آن ايمان آورند، ولى آنان سخنان او را نپذيرفتند، و از آن روى چنين بودند كه اصرار بر پيروى از مستكبران داشتند و، با وجود آن كه در راه مهلكه هر چه بيشتر نيازمند به پيروى از نوح و رهبرى او بودند، بر گمراهى شرك باقى ماندند.
«قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ نَهاراً- گفت: پروردگارا! من قوم خويش را شب و روز دعوت كردم.» اين از صفات مجاهدان مكتبى است كه وقت مخصوصى را نمىشناسند كه در آن منحصرا به/ ٤٠٦ دعوت و جهاد بپردازند، بلكه همه وقت و نيروى خود را براى ابلاغ رسالت و رسيدن به هدفهاى آن مصرف مىكنند، و دو امر مهم آنان را به اين شكل از زندگى رسانيده است، يكى اين كه: خواستار دست يافتن به پاداش خدا و در هراس از عقاب او به سر مىبردند، و ديگرى اين كه: بزرگى هدفها و خواستهاى خويش را احساس مىكردند، و مىدانستند كه رسيدن به آنها جز با جدّ و جهد و افزودن به تلاش و كوشش ميسّر نمىشود، چه هدفها فراوان و امكانات محدود است، پس ناگزير بايد اين نقص كمّى در عدد و وسيله از طريق كيفيت جبران شود، و همين سبب آن مىشد كه حتى شب ايشان- بدان گونه كه بعضى تصور مىكنند- كه هنگام آرامش و استراحت است، اگر هم در آن به دعوت مردم نپردازند و به صورت مستقيم به وظايف اجتماعى خود مشغول نباشند، همچون