تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٢ - رهنمودهايى از آيات
شايد به سه سبب چنين بوده باشد
اول: اين كه مجرّد عبادت و تقوا و طاعت رسول همه گناهان آدمى را از او نمىزدايد، چه بعضى از آن وابسته به حقوق مردم است كه جز با ادا كردن حق و راضى شدن صاحبان حق بخشوده نخواهد شد، و بعضى چنان است كه جز با عمل صالح پس از ايمان آمرزيدنى نيست. آرى، عبادت و تقوا و طاعت سبب رسيدن به آمرزش خدا براى مهمترين گناهان است، يعنى آنها كه به هلاكت مىانجامد، و آن بعضى از گناهان است و نه همه آنها.
/ ٤٠٤ دوم: خداوند متعال نمىخواهد كه به هيچ كس سند امان مطلق از گناه بدهد تا نسبت به ايمان و عمل خود گرفتار غرور شود، بلكه چنان مىخواهد كه در وجود او ميان ترس از اين كه مبادا آمرزيده نشده باشد، و اميد به آن كه آمرزيده شده است، توازنى برقرار شود، و قرآن از اين روش عمل خدا به صورتى ديگر چنين تعبير كرده است لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ، لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ كه اميد را مىرساند نه قاطع بودن را.
سوم: اگر غفران و آمرزش را به محور آثار بد و منفى گناه تفسير كنيم، مىتوانيم بگوييم كه: بعضى از گناهان آثارى دارند كه به محض ايمان آوردن محو نمىشود، بلكه خدا آنچه را كه از آثار اخروى بر آنها مترتب مىشود و نيز بعضى از آثار بد دنيوى را محو مىكند.
به قولى معنى چنين است: گناهان پيشين شما را مىآمرزد، كه اين بعضى از گناهان است كه به آنها نسبت داده مىشود، و گناهانى كه دوباره آنها را تكرار مىكنند مجوزى براى آمرزش آنها به صورت مطلق وجود ندارد، چه در اين صورت چنان مىنمايد كه خدا بندگان خود را به انجام دادن كارهاى زشت تشويق كرده باشد. [١٢] چون اجلى كه چشم به راه قوم نوح است مترتب بر روش آميخته به خطاى
[١٢] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ١٣٤.