تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٦ - رهنمودهايى از آيات
كه فرصت هنوز باقى است، و در آن امكان اصلاح و تغيير وجود دارد.
شناخت ما نسبت به عواقب مبعوث شدن رسولان در امتهاى مختلف و هدفهاى ايشان ... و مخصوصا توجه به اين كه آنان براى تغيير دادن به اوضاع قيام مىكنند، و هنگامى متصدى اصلاح مىشوند كه اوضاع مجتمعها سقوط پيدا كرده و به طرف عذاب پيشروى مىكنند، ما را به تأكيد بر آن مىدارد كه اگر خواستار پيروى از پيامبران و ادامه دادن مسير آنان هستيم، و خير و صلاح مردم را مىخواهيم، مسئوليت متصدى شدن تغيير اجتماعى را بپذيريم. آرى، پيامبرى سمت و خدمتى غيبى است كه خدا هر يك از بندگان را كه بخواهد به آن برمىگزيند و مأمور مىكند، ولى رسالت امانت و مسئوليتى است كه هر انسان مىتواند به تراز حمل و تصدى آن برسد، و با التزام حق پيشوا و رهبرى مكتبى شود، و به پيروى از آن راه و روش الاهى بپردازد كه انبيا و رسولان عليهم السلام بر آن حركت مىكردهاند.
[٢- ٤] هيچ كس نمىتواند مدّعى عصمت يا حضور يافتن جبرييل در نزد او و يا حتى رسيدن به درجه انبيا شود، ولى توانايى آن را دارد كه حامل رسالت خدا براى قوم خويش باشد، و بنا بر اين رسالت داراى دو جنبه مىشود: يكى جنبه خاص كه مختص كسانى است كه خدا آنان را مستقيما براى دريافت وحى خود برگزيده است، و ديگرى جنبه عام كه مىتواند گسترش يابد و پيروان و روندگان بر راه و عمل كنندگان به روش ايشان را شامل شود، پس روش انبيا در برخاستن/ ٣٩٩ به انجام وظيفه خود چگونه است؟ سخن قرآن در اين سوره براى ما خطوط كلّى راه و روشى را بيان مىكند كه بر آن همه رسالتها و رهبريهاى الاهى با يكديگر تلاقى پيدا مىكند، و اين مطلب از راه عرضه شدن داستان نوح عليه السلام صورت پذير مىشود.
اولا: متصدى شدن رهبرى تغيير
«قالَ يا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ- گفت: اى قوم! من براى شما بيم دهندهاى آشكارم.» نوح به اوضاع نظرى لااباليگرانه نداشت- چنان كه بيشتر مردم چنيناند و