تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٨ - رهنمودهايى از آيات
باشد، و از طريق آن حق از باطل جدا شود و حجت اقامه پيدا كند، و اين امر بصيرتى آشكار براى كسى فراهم مىآورد كه چون از آن آگاه شود كه اجابت نكردن قومش به درخواست او به سبب عدم وضوح در بيان او نبوده است، چنين نتيجه بگيرد كه آنان مستحق آن نيستند كه عذابى در صحنه زندگى ايشان پديدار شود، و از تكرار شدن كلمه قوم سه بار در اين دو آيه إلى قومه، أنذر قومك، يا قوم به انديشهاى مهم راهنمايى مىشويم و آن اين كه: انسان فردى در مقابل قوم و جامعه خويش مسئوليت دارد، به همان گونه كه آنان نيز در برابر او چنين مسئوليتى دارند، و روا نيست كه فردى بدون توجه به ديگران زندگى كند، و اين كه فرد مىتواند از سياق جامعه فاسد و تحدى انحراف خارج شود، و اين كه نوح با ايستار رسالى شجاعانه خود نشانهاى بر بطلان حتمى بودن توافق اجتماعى به شمار مىرود.
ثانيا: باز شناختن اصول واقعيت منحرف و طرح ريزى جانشينهاى شايستهاى براى آنها.
«أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِيعُونِ- كه خدا را بپرستيد و از او بترسيد و از من اطاعت كنيد.» با اين جمله نوح عليه السلام نشانههاى نظام موجود و نظام تبديل يافته را (از لحاظ فرهنگى و اجتماعى و سياسى) تعريف كرد، چه از اين آيه ما به بصيرتهاى آينده هدايت مىشويم: نخست به انحراف جامعه (كفر و شرك و فساد) و مسئله و مشكل انسان (فردى و اجتماعى) كه نادانى نسبت به آفريدگار به صورت اساسى نيست، بلكه در درجه اول خاضع نبودن نسبت به اراده او و نپذيرفتن ارزشها از جانب او است، و جامعه نوح پيغمبر (ع) عملا فرو رفته در شرك و بت پرستى بود كه آيه وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً به صراحت آن را بيان مىكند، و چه بسيار است چيزهايى كه آدمى را از بندگى خدا و توحيد منحرف مىسازد،/ ٤٠١ از قبيل عقب ماندگى در پيشرفت انسان به سوى ترقى و تمدن حقيقى، و گمراهى بزرگ در زندگى و مخصوصا از ديدگاه روحى و اخلاقى و