تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٧ - رهنمودهايى از آيات
تنها خود و مصالح خودشان براى آنان حايز اهميت است- بلكه انحراف را در همه ابعاد آن (از اجتماعى و سياسى و اقتصادى و اخلاقى) احساس كرد و منتظر آن نماند كه قضا و قدر اوضاع و احوال را تغيير دهد، و مسئوليت را به گردن كسى ديگر نيانداخت، بلكه در اين امر يقين داشت كه واقع در گرو اراده خود انسان است، و به صورت مثبت يا منفى تغيير نمىكند مگر در پى تغييرى كه بايد در خود وى صورت بگيرد، پس به تغيير دادن ذات خويش آغاز كرد و از آنجا براى اصلاح جامعه به راه افتاد، و از اين لحاظ تمام مسئوليت را بر خود پذيرفت و به چالش با همه دشواريها و فشارها همراه با اصرار براى ابلاغ رسالت خويش پرداخت، و بر خود هموار كرد كه در راه پر خار استقامت را از دست ندهد.
بنا بر اين خود را همچون راهنما و نمادى براى تغيير مطرح ساخت، و آن را پذيرفت و با كارى مستمر و برنامهريزى شده و خالص براى خدا به انجام دادن آن پرداخت. چنان اعتقاد داشت كه پيشوايى، پيش از آن كه منصب و مايه شهرتى باشد، امانت و مسئوليت و عمل و چالش است، پس آغاز راه او به صراحت با جامعه درباره حقيقت سخن گفتن است، و به ياد آوردن مردم به اين كه انحرافى وجود دارد، بدان جهت كه دست گذاشتن بر روى درد و قانع شدن به اصل خطا نخستين گامى است كه در راه اصلاح برداشته مىشود، پس امت و ملتى كه گرفتار غرور شده، و به خود نقّادى نمىپردازد، هميشه در انحرافها و خطاها و پسماندگيهاى خود باقى خواهد ماند.
در آن هنگام كه نوح خود را مطرح كرد، نسبت به دامنه تحديات و چالشهايى كه هر چه زودتر با آنها مواجه خواهد شد نادان نبود، ولى آن را/ ٤٠٠ براى پذيرفتن مسئوليت الاهى تحمل كرد، چه خدا او را به انذار و بيم دادن به قومش فرمان داده بود، و ضمير او از وى خواستار آن بود كه به انجام دادن اين نقش تمدّنى بزرگ قيام كند، و هنگامى كه به نهضت خود آغاز كرد، بر اسلوبى آشكار و رسا متكى بود، و ايمان داشت كه حقانيّت دعوت وى به تنهايى بسنده نيست، بلكه ناگزير تا زمانى كه مردمان به دعوت او پاسخ مثبت دهند، بيم دادن وى بيان كننده