تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٧ - شرح آيات
مستقيم نسبت به او محسوب مىشود، و اين همه آنان را به وادى دور و درازى از انحراف و گمراهى در دنيا و عذاب در آخرت كشانيد.
از اين رو مىتوان گفت كه حقيقت تسليم و بندگى به خداى عزّ و جلّ به صورت سالم مبتنى بر شناخت عظمت او از طريق آيات و نامهاى حسناى او است كه از اين طريق عظمت او در قلب احساس مىشود.
دوم: و صفت بد ديگرى در اصحاب شمال وابسته به علاقه و ارتباط آنان با بندگان خدا است، و آن برنياوردن نيازمنديهاى ايشان و حتى هيچ اقدامى براى برآورده شدن آن انجام ندادن است.
«وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ- و هيچ كارى براى فراهم آمدن خوراك مسكينان انجام نمىدهد.» پس او مرتكب دو گناه بزرگ مىشود: يكى خوددارى از بخشيدن مال است به نيازمندان كه خدا حقى براى ايشان در اموال مردم قرار داده است، و ديگرى: ترك كردن امر به معروف، كه اين دومى خود نتيجهاى طبيعى از اولى است، بدان سبب كه كسانى كه از دادن مال خود به مسكينان بخل مىورزند، چنان آرزو دارند كه همه افراد جامعه همچون ايشان بوده باشند تا زشتى عدم انفاق مال احساس نشود ...
براى شخص متدبّر لازم است كه اندازه خودخواهى كسى را كه از برانگيختن ديگران به اطعام مساكين خوددارى مىورزد، و نيز بىعاطفگى و بىوجدانى او را تصور كند، چه مىبيند كه گرسنگى و نيازمندى چه بلايى بر سر ضعيفترين طبقات اجتماع مىآورد و با وجود اين هيچ توجهى به رفع آن ندارد، و هيچ مسئوليتى را تحمل نمىكند، در صورتى كه خدا به انفاق فرمان داده، و در نزد او از نعمت و فضل خدا چندان هست كه مشتى از محتاجان مىتوانند با انفاق او از گرسنگى و بدبختى برهند.
اسلام ميان ايمان به خدا و رساندن نفع به بندگانش ارتباطى برقرار كرده، و تو گويى آنها دو شاخه يكديگرند كه از يكديگر جدايى نمىپذيرند./ ٣١٠ و