تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٨ - شرح آيات
عشق مىورزد و اخلاص نشان مىدهد كه زنى كه بكارت خود را به ديگرى داده باشد چنين مىكند.
آخرين كلمه: شايد از ياد كردن قرآن از صفات حوريان كه اخلاق پاكيزه خَيْراتٌ است و جمال حِسانٌ و عفت و پاكى مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ و لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌ، چنان فهميده شود كه اين صفات هدف و نهايت چيزى است كه مؤمن بايد خواهان آنها در همسرش باشد، تا بتواند با او زندگى با فضيلت و سعادتى را بگذراند.
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ* لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌ «نياميخته است با آنان پيش از آن نه انسانى و نه جنّى.» آرى ... اين وعده خدا است، و مؤمن با فشارهاى گوناگونى براى منحرف شدن از حق رو به رو است، تا به شهوتهاى خود برسد، و شايد شهوت شكم و جنس و آسايش طلبى نقشى در باز پس ماندن از مقام ترسندگان از مقام پروردگارشان داشته باشد، ولى آخرت را به ياد آورد و آنچه از نعيم را كه در آن جا به فرمانبرداران و ترسندگان از او وعده داده شده است در نظر بياورد باشد كه در مقابل آن فشارها ايستادگى كند و شهوت حرام در او بميرد و نداى پروردگارش را اجابت كند
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ/ ٣٧٠ و بگويد: لا بشىء من آلائك ربّ أكذّب، و در آن بكوشد كه به اين گفته در زندگى خود تحقق بخشد، و سپس چرا تكذيب كند در صورتى كه مىداند كه اين نعيم جز به تصديق به دست نمىآيد؟! [٧٦] بدان سبب كه مؤمن راحت آخرت را با رنج دنيا مىخرد، زيرا كه مىداند هر كس در اين دنيا به خاطر رسيدن به آسايش از حق تخلف ورزد، آن را در آخرت نخواهد يافت، و اما مؤمنان كه خود را گروگان حق قرار دادهاند و به خاطر آن تلاش كردهاند، در نهايت آسايش در سراى ديگر خواهند نشست
مُتَّكِئِينَ عَلى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ در حالى كه تكيه كردهاند بر پشتيهايى سبز و بافتههاى زرتارى نيكو و زيبا.»