تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٠ - شرح آيات
چيست، اى فرستادگان؟» لا بد بايد به كار بزرگى در زمين بپردازيد، آن كار بزرگ چيست؟
[٣٢- ٣٣] قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ* لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ «ما بر سر قومى مجرم و گناهكار فرستاده شدهايم* تا برايشان سنگى ساخته شده از گل بفرستيم.» اين سؤال پيش مىآيد كه: اولا آن گل چيست؟ ... آيا مقصود همان اجرى است كه شهر ايشان با آن ساخته شده، بدان سبب كه آن شهر ساخته شد و سپس در ساعت هلاك شدن آن قوم فرو ريخت؟ يا اين كه گدازههاى آتشفشانى بر سر ايشان فرو ريخت كه به گل تشبيه شده؟ يا اصل سنگى كه با آن هلاك شدند از گل فراهم آمده بوده است؟ ... اين را درست نمىدانيم، ولى از ظاهر آيه چنان برمىآيد كه اين سنگ همان سجّيل است كه در آيه ديگرى از قرآن آمده و گفتهاند كه آن معرّب از كلمه فارسى «سنگ گل» است، و آنچه نزديكتر به نظر مىرسد آن است كه پارههايى از گل خشك شده بوده باشد.
/ ٥١ ثانيا: آيا گناه آنان چه بود كه مستحق چنين عذاب سختى شدند؟ چنان مىنمايد كه آنان به تدريج در مراحل بدكارى پيش رفتند تا به درك اسفل رسيدند، و اين كه گناهشان در انحراف جنسى بوده، و اما جز آن در حديث آمده است: «آنان خود را از غائط پاك نمىكردند و به تطهير خود از جنابت نمىپرداختند، و اين كه بخيل و نسبت به خوراك حريص بودند.» [٣٨] [٣٤] مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ «كه علامت زده در نزد پروردگارت براى اسرافكاران بود.» از اين آيه چنان برمىآيد كه اسراف آدمى را به گناه و جريمه مىرساند، پس او به اسراف و فزونخواهى مىپردازد تا حق خود را تمام به دست آورد، و به تجاوز كردن نسبت به حقوق ديگران كشيده مىشود؛ و در حديث از امام على عليه
[٣٨] - همان منبع، ص ١٢٩.