تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٧
مىشود! آنان خود مسئولند، و فرمان رسيده است كه در هنگام ياد كرد از گناه به تسبيح خدا بپردازيم بدان گونه كه در اين گفته خداى تعالى آمده است وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ «و صاحب ماهى (يونس پيغمبر) در آن هنگام كه خشمگين مىرفت، چنان پنداشت كه ما را هرگز بر او قدرتى نيست، پس در تاريكى ندا كرد كه: پروردگارا! تو منزهى و جز تو خدايى نيست و من از ستمگران بودهام»، [١٧٣] و شايد حكمت اين در آن باشد كه ما از مسئوليت نگريزيم و لوم و نكوهش را متوجه خداوند سبحانه و تعالى نسازيم و بدين گونه تسبيح گوى او شويم و او را عامل جور و ستم نپنداريم، و در نتيجه به خويشتن خويش بازگرديم و آن را بر عمل صالح برانگيزيم تا به حول و قوت او از اصحاب اليمين شويم، و ما را به منزلگاه مقربان برساند كه او شنونده دعا و اجابت كننده آن است.
[١٧٣] - الأنبياء/ ٨٧.