تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٦
بودن او از زمره گمراهان و مكذّبان بيان كننده آن است كه گمراهى او تعمدى و برخاسته از تكذيب او بود، نه اين كه بىسببى فراهم آمده باشد يا به سبب نادانى او به حق و غافل ماندن از آن فراهم آمده باشد.
[٩٥- ٩٦] در پايان سوره پروردگار ما در اين باره تأكيد مىكند كه حقايق ياد شده در قرآن كه مهمترين آنها حقيقت داشتن جزا در سراى ديگر است خيال و پندار نيست، و تنها براى ترساندن از آن ياد نشده، بلكه امرى است كه وقوع پيدا و پندار نيست، و تنها براى ترساندن از آن ياد نشده، بلكه امرى است كه وقوع پيدا خواهد كرد و زود باشد كه آدمى با چشم خود آن را در هنگام مرگ ببيند و كشف كند.
إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ «اين حق است و يقينا وجود پيدا خواهد كرد.» چون بيشتر مردم در علم و ايمان به درجه يقين نمىرسند،/ ٤٧٠ اين حق را از دست مىدهند و به آن كفر مىورزند، در صورتى كه براى قلبهاى مؤمنان راستين در دنيا تجلّى پيدا مىكند، و به همين سبب در هنگام ياد كردن از بهشت چنان است كه گويى روحها از جسدهاى ايشان به پرواز درمىآيد، و در هنگام ياد كردن از آتش از ترس نزديك آن است كه نابود شوند، و سبب آن است كه ايشان نسبت به آخرت نه كافرند و نه دچار شك و ترديد، و با اين حق غايب چنان عمل مىكنند كه.
با هر حق محسوس عمل مىكنند، پس آنان با بصيرتهاى خويش آن چنان در آنجا حضور دارند كه با ديدگان خود در اين جا حاضرند.
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ «پس به نام پروردگار بزرگ خويش تسبيحگوى باشد.» و او را از آنچه مشركان و كافران مىگويند منزّه و پاك بدان، همچون توصيف كردن او به ناتوانى براى بعث و جزا، يا توجيه كردن خطاها و گناههاى خويش و متوجه كردن مسئوليت آنها به خداوند سبحانه و تعالى به صورتى يا صورت ديگر، همچون كسانى كه دهر را دشنام مىدهند و بر زمان عيب مىگيرند، در صورتى كه دهر و زمان چيزى جز سنت برقرار شده خدا نيست، كه زمان ظرف آن محسوب