تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٠
آن مىپردازد، چنان كه در حديث آمده است كه: آن حقى شبيه باطل است، كه به سبب عظمت شأن آن در جانهاى مردم نزديك به آن است كه هيچ كس به آن تصديق نكند، ولى آيا مرگ با تكذيب آن منتفى مىشود، يا امكان فرار از آن وجود دارد؟
هرگز ... خدا روح را مىگيرد و براى جزا روانهاش مىكند. پس اگر كسى مدّعى داشتن توانايى براى چالش با سنت جزا است، آن را از كسى كه گرفته است باز پس گيرد!/ ٤٦٥ [٨٨- ٨٩] در آن هنگام كه اجل فرا مىرسد، هر باطلى از ميان مىرود، و تنها آن حق باقى مىماند كه رسالت خدا بشارت آن را داده است، و آن در برابر آدميزاد تجسم پيدا مىكند، پس آنچه خدا از آن خبر داده و گفته است كه مردمان به سه دسته تقسيم مىشوند، ديگر گمان و دروغ يا حتى مجرد ايمان نيست، بلكه آن را تحقق يافته در برابر خويش مشاهده مىكند.
فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ «پس اگر از مقربان بوده باشد.» مقرّبان به خدا به سبب ايمان و اعمالشان.
فَرَوْحٌ «پس راحتى است.» و آسايش و نيكبختى.
وَ رَيْحانٌ «و گل و ريحان.» در اخبار آمده است كه آن از گلهاى بهشت است و ملك الموت مؤمن را در هنگام مرگ به بوييدن آن برمىانگيزد و او سختى جدا شدن مرگ و بيرون رفتن آن را از بدن احساس نمىكند. و مؤمن اين دو جزا را در هنگام مرگ خويش دريافت مىكند. و امام صادق (عليه السّلام) پس از تلاوت اين آيه گفت: «يعنى در قبرش».
وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ «و بهشت پر نعمت.» «يعنى در آخرت»، [١٦٧] و در آغاز سوره ذكرى از نعمتهاى سابقين و مقربين
[١٦٧] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٢٨.