تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩ - شرح آيات
بحرانى از رحمت او نااميد نباشيم، و از ترس آينده نسبت به دنيا حريص نشويم، چه روزى دهنده صاحب نيروى متين و مستحكم او است.
اشاره به همين مطلب دارد و روايتى مأثور از امام زين العابدين (عليه السلام) كه گفت: «بيرون آمدم تا به اين ديوار رسيدم، پس به آن تكيه دادم، و ناگهان مردى كه بر تن دو جامه سفيد داشت، به صورت من نگاه كرد و، سپس گفت: اى على بن الحسين! چرا امروز تو را محزون و اندوهناك مىبينم؟! اگر اندوه تو براى دنيا است كه روزى خدا براى نيك و بد آماده است، پس گفتم: اندوه من به دنيا مربوط نيست، و چنان است كه تو مىگويى، و او گفت: يا على بن الحسين! آيا كسى را ديدهاى كه از خداى عزّ و جلّ چيزى بخواهد و آن را بدو ندهد؟! گفتم
نه، گفت: نگاه كردم و ديگر كسى را پيش روى خويش نديدم». [٣٦] ثالثا: اين همه دليلى است كه ما را به بعث پس از مرگ هدايت مىكند.
مگر نه آن است كه مشكل اساسى در نزد كافران نادانى ايشان نسبت به قدرت خدا براى زنده كردن مردگان، يا تغيير دادن نظامها و مقررات حاكم بر/ ٥٠ آفريدگان است، و اين داستانها اين مشكل را از پيش پاى ايشان بر مىدارد، و راه ايمان آوردن به آخرت را براى ايشان هموار مىسازد.
[٣١] مژده دادن ابراهيم به غلامى عليم، گونهاى از وعده خدا بود، و گوشه ديگرى از آن ريشه كن كردنى بود كه قوم لوط گرفتار آن شدند.
هنگامى كه ابراهيم (ع) فرشتگان را شناخت، از ايشان درباره كار بزرگى كه به منظور انجام دادن آن فرود آمده بودند پرسش كرد، چه بنا بر نصّى به جا مانده از امام صادق (عليه السلام): «آنان چهارتن بودند: جبرييل و ميكاييل و اسرافيل و كروييل عليهم السلام» [٣٧] و چنين كسان جز براى كارى بزرگ فرود نمىآيند.
قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ «گفت: پس كار و منظور شما
[٣٦] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٢٦.
[٣٧] - همان كتاب، ص ١٢٧.