تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٢ - شرح آيات
به فراوانى بار و برگ آنها دارد، و درخت سدر همان درخت كنار [٢٩] است و ميوه و برگ آن فوايد فراوان دارد و منظره و سايه آن زيبا است.
در حديثى از سليم بن عامر آمده است كه گفت: اصحاب پيغمبر (ص) مىگفتند: اعراب و پرسشهاى آنان براى ما سودمند است، و گفت: يك اعرابى (عربى بيابانى) روزى نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: يا رسول اللَّه! خدا در قرآن از درختى موذى سخن گفته است، و در بهشت نبايد درختى باشد كه به صاحب آن آزار برساند؟ و رسول اللَّه گفت: آن درخت چيست؟ و آن اعرابى گفت كه آن درخت سدر است كه خارهاى موذى دارد. پس او (ص) گفت: «مگر خدا نگفته است فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ؟ يعنى خدا خارهاى آن را برگرفته و به جاى هر خار يك ميوه قرار داده است، و آن درختى است كه از ميوه آن هفتاد و دو گونه طعام فراهم مىآيد كه هيچ يك از آنها مشابه ديگرى نيست»، [٣٠] و سعيد بن جبير گفت
ميوه آن بزرگتر از است. [٣١] و حرف «فى» احاطه و دوام را مىرساند، پس آنان احاطه شده در ميان نعمتهايى قرار دارند كه ذكر آنها آمده است.
وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ «و موزهايى به هم پيوسته.» يعنى موزها به صورت گروهى در كنار هم قرار گرفته، و تنضّدت الاسنان، يعنى دندانها به رديف در كنار يكديگر جاى دارند. [٣٢] و از امام صادق (عليه السلام) روايت است كه گفت: «بعضى به بعض ديگر»، [٣٣] و خداى تعالى گفت
وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ «و خرمابنهاى بلند قامت كه شكوفههاى به هم
[٢٩] - صاحب المنجد گفته است: سدر به معنى نبق و كنار (به زبان فارسى) است.
[٣٠] - القرطبى، ج ١٧، ص ٢٠٧.
[٣١] - همان جا.
[٣٢] - المنجد، ماده نضد.
[٣٣] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢١٥.