تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٥ - شرح آيات
[١٤- ١٦] در اين جا قرآن نظرها و عقلهاى ما را به تجلّى ديگرى از رحمت خدا جلب مىكند كه در خلقت انس و جن تجسّم پيدا كرده است.
/ ٢٩٨ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ «انسان را از گلى خشك همچون سفال آفريد.» گفتهاند كه صلصال به معنى گل گندناك است، از اين گفته كه چون گوشت تعفّن و تغير پيدا كند، مىگويند: صلّ اللحم، [٢٢] و على بن ابراهيم گفت
«آن آب آلوده به گل است». [٢٣] بنا بر اين خدا انسان را از اين آب كه به نظر ما پست مىنمايد آفريد ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ «و سپس نسل او را از چكهاى آب پست قرار داد و آفريد»، [٢٤] ولى به قدرت خود آفرينش او را محكم ساخت: در او گوشى است كه با قسمت بيرونى و درونى خود دقيقترين صوتها را دريافت مىكند و آنها را از يكديگر تميز مىدهد، و جگرى است كه بيش از ٧٠٠ كار انجام مىدهد، و مخى است كه معجزهآساترين چيزها در بدن انسان است، و نخاعى كه دنباله ياختههاى مخ است، و اگر بخواهيم يك سانتيمتر مربع آن را عوض كنيم به ماشين حسابگرى (كامپيوتر) با حجمى به اندازه يك اطاق بزرگ نياز داريم كه بتواند همه حسابهاى دنيا را انجام دهد.
ما نمىتوانيم آن عدم محض را تصوّر كنيم كه خدا ما را كه چيزى نبوديم از آن آفريد، ولى مىتوانيم مسافت هولناكى را كه ميان صلصالى از گل و انسان تمام عيار وجود دارد تصور كنيم و از اين راه به گوشهاى از عظمت آفريدگار جهان پى بريم. و اين از لحاظ مادى است، و اگر از آن تجاوز كنيم و به جهان روح برسيم كه خدا از روح خود در آدم دميد، با بزرگترين تجلّى رو به رو مىشويم، و سبحان اللَّه أحسن الخالقين.
وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ «و جنّيان را از آميختهاى از آتش
[٢٢] - مفردات الرّاغب.
[٢٣] - نور الثقلين، ج ٢، ص ٧.
[٢٤] - السجدة/ ٨.