تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٣ - شرح آيات
توانگر شد و شكر كردن بر وى وجوب پيدا كرد و به اتراف و كامرانى بيشتر مىپردازد، و در زمين بيشتر تباهى مىكند، يا چون خدا او را به فرمانروايى رساند، بر مردم بزرگى مىفروشد و به طغيان و استبداد و خودرأيى مىپردازد، و شايد اشارهاى به اين دو گفته او تعالى «فبأىّ آلاء» مشاهده كنيم، و اين در صورتى است كه حرف با را در آن باى سببى در نظر بگيريم.
زندگى كه با همه مفردات ايجابى و سلبى آن وجه خدا است، ما را به ايمان به خدا دعوت مىكند، و به تصديق كردن به آياتش و به فرمانبردارى از اوامرش، پس ما با چه بهانه به تكذيب آلاء و نعمتهاى او مىپردازيم؟ به چه دليل با هر نعمت هر چه بيشتر خود را زندانى ذات خويش مىسازيم، در صورتى كه بايد خود را از آن رها سازيم و به آفاق ايمان به پروردگارمان عزّ و جلّ متوجه شويم؟! به جاى اين لازم است كه هر وقت به ياد نعمت مىافتيم، و از آن برخوردار مىشويم، و حتى هر وقت كه آيهاى را تلاوت مىكنيم كه ما را به ياد نعمتهاى پروردگارمان مىاندازد، و از جمله آنها آيه كريمه فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ، چنين بگوييم
لا بشىء من آلائك ربنا نكذب «پروردگارا! هيچ يك از آلاء و نعمتهاى تو را تكذيب نمىكنيم»، كه اين خود سبب افزايش هدايت و سپاسگزارى و فضل خدا مىشود، و در اين شك نيست كه هدف امام صادق (ع) از اين عبارت سخن محض نيست، چه مهمتر از تصديق زبانى نعمت تصديق قلب و اندامها است، و آن كس كه تصديق آلاء خدا مىكند كسى است كه واجب سپاسگزارى از او عزّ و جلّ را به انجام مىرساند، و چنان كه امام عسكرى (ع) گفته است: «قدر نعمت را كسى جز سپاسگزار نمىداند، و از نعمت كسى جز/ ٢٩٧ صاحب معرفت سپاسگزارى نمىكند»، و سپاسگزار، چنان كه امام هادى (ع) گفته است: «از سپاسگزارى خود را بيش از آن خوشبخت احساس مىكند كه از نعمت موجب سپاسگزارى، بدان سبب كه نعمتها كالا است، و شكر و سپاس هم متاع و كالا است و هم آخرت»، [١٩] «و شكر مؤمن
[١٩] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٨٧.