تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٥ - معناى واژهها
مىكند و گرداگرد محوطهاى مىريزد و از آن حظيرهاى فراهم مىآورد كه جاى خوابيدن شب آنها مىشود و از سرماى باد آنها را محفوظ مىدارد، و معنى آن است كه
آنان رفتند و هلاك شدند و به صورت خشكيدههاى از هم پاشيده درخت درآمدند، و به قولى معنى آن است كه: همچون خاكى شدند كه از ديوار فرو مىريزد و باد آن خاكها را جمع مىكند و به صورتى حظيرهاى گرد درمىآورد.
٣٤ حاصبا: بادى كه آنها را با ريگ و سنگ تيرباران مىكند، و حصبه يعنى سنگ بر او پراند.
٣٦ فتماروا: يعنى با بيم دادن از طريق جدال باطل به مدافعه از خود پرداختند، و به قولى معنى اين است كه در آن شك كردند و آن را تصديق نكردند و گفتند: چگونه ما را هلاك مىكند در صورتى كه او خود يكى از ما است؟! ٣٧ راودوه: مراوده به معنى رفت و آمد داشتن است، پس مهمانانى نزد لوط (ع) آمدند، و قوم او خواستار آن شدند كه با آنان لواط كنند، و به همين سبب به آمد و شد با او پرداختند.
فطمسنا أعينهم: يعنى چشمانشان را محو كرديم و جاى آن را صاف همچون جاهاى ديگر صورت ساختيم و كور شدند و صورت زشتى پيدا كردند.
٣٨ بكرة: بكرة اول صبح و پگاه است.