تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٧ - شرح آيات
گمراهان شناخته خواهند شد.
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى «خدا داناتر است كه چه كس از راه او گم شده است و او راهيافتگان را مىشناسد.» بنا بر اين غلبه پيدا كردن گمراهان بر مؤمنان در ضمن جدال يا غلبه نكردن مؤمنان بر ايشان، چيزى از واقع امر را تغيير نمىدهد، پس اهل باطل اهل باطلاند، و اهل حق اهل حق، و سخن مردمان مقياس نيست، بلكه حق و باطل به ذات خود مقياسند.
سپس اختلافها- بنا بر آنچه از آيه به آن پى مىبريم- در دنيا پايان نمىپذيرد، بدان جهت كه دنيا براى اين كار آفريده نشده است، و چنان كه خداوند متعال گفت وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ/ ١٧٢ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ «و اگر پروردگارت مىخواست، مردمان را امتى يگانه مىآفريد (ولى چنين نيست) و پيوسته اختلاف وجود خواهد داشت»، [٤٧] و سراى ديگر محل قطع اختلاف و رسيدگى به حساب و دريافت جز است، پس مؤمن را نرسد كه نسبت به مردمان جبّار باشد، و اگر سلطه به دستش افتد، به اكراه آنان را به هدايت برساند، به همان گونه كه اگر ضعيف باشد، شايسته نيست كه در صورت پشت كردن ايشان به حق و دعوت او خود را هلاك كند.
از كلمه «عن سبيله» موجود در آيه چنين الهام مىگيريم كه در زندگى دنيا سنتها و قوانينى وجود دارد، و اين راه به سوى حق است، و خدا آن را مىداند و به حساب آن مىرسد؛ گروهى از آن گمراه مىشوند و به طرف باطل و عذاب مىروند، و گروهى ديگر به آن راه مىيابند و پويندگان راه حق و خوشبختى مىشوند، و سبب آن است كه گروه نخستين اين حقيقت را انكار مىكنند، در صورتى كه گروهى از راهيافتگان به آن ايمان مىآورند و به جستجوى آن
[٤٧] - هود/ ١١٨.