تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٤ - شرح آيات
علم ندارد، و آنان درباره ماهيّت و طبيعت فرشتگان سخن گفته بودند كه جزئى از غيب است و به گواهى و جدان خود آنان از علم بشر به دور. مگر نه اين است كه انسان با عقل خود به شناختن چيزها از راه به كار انداختن حواسّ خويش معرفت پيدا مىكند؟ مگر نه اين است كه هر علم افزارها و وسايل مخصوص به خود دارد، پس آن حسى كه به وسيله آن غيب آسمانها و زمين شناخته مىشود كدام حس است، و افزارى كه به وسيله آن ماهيت فرشتگان معلوم مىشود چيست كه با آن زن بودن فرشتگان شناخته شده است؟
اين مشكل آدميزاد است. خرده خرده گرفتار هواى نفس مىشود، و سپس چيزى را آرزو مىكند، و سرانجام پندار او برايش واقعيت مىشود و به دنبال گمان خود مىرود و خويشتن را فريب مىدهد.
[٢٩] آنان بدان سبب به پيروى از گمان برخاستند كه دنيا را بر آخرت برگزيدند، و به همين سبب به جاى علم و حق به گمان بسنده كردند، و به تمنى و آرزومندى به جاى سعى و عمل، و اين همه براى آن است كه به مسئوليت اعتراف نكردهاند و خواستار آنچه مورد رضاى خدا است نشدند، و اگر به آخرت ايمان آورده بودند، و مىدانستند كه فردا براى رسيدگى به حساب در برابر خدا حاضرشان خواهند كرد و از هر كار كوچك و بزرگ از ايشان خواهند پرسيد، در آن صورت مىدانستند كه راه به سوى حق علم است و نه گمان، ولى آنان تنها به دنيا ايمان آورده بودند، و دنيا جهان زندگى بدون مسئوليت است، و بر مبلغ مكتبى لازم است كه خود را از پاى درنياورد بلكه بايد آنها را به حال خودشان رها كند.
فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا «پس از هر كه از ذكر ما دورى جسته و چيزى جز زندگى دنيا را خواستار نشده است روى گردان و از او دور شو.» بدان سبب كه مشكل اين نوع از افراد بشر قانع نشدن به حق نيست، چه آنان مىدانند كه آن راه راست و درست است، ولى به خاطر دست يافتن به دنيا از اين علم خود چشم پوشيدهاند، و از آن روى خدا به اعراض و دورى جستن از آنان