تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٣ - شرح آيات
ولى شفاعت شامل حامل او بشود، و گاه با وجود وابستگى به گروه مؤمنان مشمول شفاعت نشود، و آن كه شفاعت را معين مىكند علم نافذ خدا به حقيقت انسان است.
[٢٧] سپس خداوند سبحانه و تعالى مىگويد
إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثى «كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، بر فرشتگان نامهاى زنانه مىگذارند.» آيا چرا مشركان به فرشتگان نامهاى زنانه مىدهند؟ و ارتباط اين كار ايشان با كفر ورزيدن به آخرت در چيست؟
شايد جواب آن باشد كه در ماده و زن رمز عطوفت و مهربانى وجود دارد، و فرشتگان را از آن روى بدين نام مىخوانند كه عطوفت و شفاعت كردن از ايشان را در نزد خدا بپذيرند، و با اين اعتقاد مشركان مىخواهند بهانه و توجيهى براى پرداختن به گناه در دنيا به دست آورند، و خود را به آن قانع كنند كه امكان خلاصى از مسئوليتها در آخرت با توسل به كسانى كه عطوفتى به ايشان دارند وجود دارد، و اين شفاعت كنندگان زنان از آفريدگانند كه به گمان ايشان فرشتگان نيز از همين جنسند، و اين كفر ورزيدن آشكارى نسبت به آخرت است كه بايد سراى پاداش و جزايى عادلانه بوده باشد.
[٢٨] وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَ «و به آن علم ندارند و جز از گمان خود پيروى نمىكنند.» اين از ترشحات (تصورها و انديشهها) نتيجه شده از اعمال انسان است بنا بر خيال و گمان او و دور از براهين واقعى.
وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً «و گمان به هيچ وجه نمىتواند در برابر حق كارى انجام دهد.» نفى بعض سبب نفى كل است، نه بر عكس آن، و نفى با آن رساتر است، و گمان هرگز نمىتواند ما را از حق بىنياز كند، و قرآن در اين جا قضيهاى وجدانى را طرح مىكند كه عبارت از قبح و زشتى سخن گفتن انسان است/ ١٦٩ درباره چيزى كه به آن