تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٤ - شرح آيات
و در اين جا سياق وارد بحث مفصلى مربوط به گمراهيهاى مشركان بر اثر دورى جستن ايشان از هدايت رسالت مىشود، و مىگويد كه اعتقاد ايشان به بتها از نظر متقاعد شدن ايشان نيست، بلكه هدف آنان از اين پرستش بتان دست يافتن به شفاعت و فرار از مسئوليت است، و آيات اين گمراهى با تأكيد كردن بر اين كه فرشتگان، با وجود مقامى كه در نزد خدا دارند، تنها پس از اذن و رضايت خدا مىتوانند به شفاعت بپردازند، تا چه رسد به آن بتان سنگى كه نه مىبينند و نه مىشنوند، و هيچ سود و زيانى ندارند، بلكه اعتقاد داشتن به آنها موجب عذاب و غضب خدا است؟ آرى، آنان چنين چيزى را آرزو دارند و گمان مىكنند، و گمان به هيچ وجه نمىتواند كارى به جاى حق انجام دهد، چه در اين عالم چيزى به جز حق نيست، و حق آن است كه انسان به چيزى دسترس پيدا مىكند كه براى آن بكوشد.
شرح آيات
[١٩- ٢٠] نادانى زمينه بيشتر عقايد فاسد است، و مشركان از آن روى كه از عظمت و آيات خدا معرفتى نداشتند، به پرستش بتان آغاز كردند، و به همين سبب مشاهده مىكنيم كه قرآن، پس از تأكيد درباره علم پيغمبر (ص) به پروردگارش از راه وحى، به بيان فساد عقايد مشركان و پرستيدن خدايان قلابى و ناسره ايشان مىپردازد، و آنان را به آن توجيه مىكند كه به علم و بصيرت پيدا كردن نسبت به حقايق بپردازند و دنبال هوى و هوس رفتن را كنار گذارند، و با ابراز نفرت از اين گمراهى چنين مىگويد
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى* وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى «آيا شما لات و عزّى را ديديد؟* و منات را كه سومى آنها بود؟» اينها از معروفترين بتانى بودند كه مشركان در جاهليّت به پرستش آنها مىپرداختند؛ و گفتهاند كه لات بت اهل طائف بود كه براى آن كاهنان و نگاهبانان و پرده دارانى قرار داده بودند، و آن را مؤنث خداى سبحانه و تعالى مىدانستند و مىگفتند: اگر مردم مكه را خانهاى است كه هر سال به زيارت و