توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧٥ - قرائن بر حذف و تعيين محذوف
امكانى در او باشد لاجرم حكم مىكند كه در آيه شريفه حذفى واقع شده چنانچه محذوف را نيز عقل معيّن كرده و حكم مىنمايد كه آنچه حذف شده يا كلمه [امر] بوده و يا [عذاب] مىباشد بنابراين تقدير آيه:
جاء امر ربّك ( آمد امر پروردگارت) يا جاء عذاب ربّك ( عذاب پروردگارت آمدم) مىباشد.
پس امر معيّنى كه عقل بر آن دلالت دارد يكى از دو محذوف مذكور بوده نه بطور تعيين و منجّز.
مصنّف گويد:
و منها ان يدلّ العقل عليه الخ.
شارح مىگويد:
يعنى يكى از ادلّه و قرائن آنستكه عقل بر اصل حذف و عرف و عادت بر تعيين محذوف دلالت نمايد مانند فروده حقتعالى:
فذلكنّ الّذى لمتنى فيه ( اينست كسيكه مرا دربارهاش سرزنش مىكرديد).
در اينجا عقل دلالت مىكند كه حذفى قطعا واقع شده زيرا معنا ندارد كه انسانى را بر ذات شخصى سرزنش نمايند پس متعلّق سرزنش شخص نبوده بلكه فعلى است از افعال.
امّا تعيين محذوف:
بگفته مصنّف محتمل است مقدّر يكى از افعال سهگانه ذيل باشد:
الف: فى حبّه يعنى تقدير چنين است:
فذلكنّ الّذى لمتنى فى حبه (اينست كسى كه مرا درباره دوستى او سرزنش مىكرديد).