توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧٧ - قرائن بر حذف و تعيين محذوف
حبّ وى را مقهور و مغلوب ساخته است.
شارح گويد:
بنابراين كلمه [فى حبّه] را نميتوان مقدّر گرفت چنانچه [فى شانه] نيز چون شامل [فى حبّه] مىشود تقديرش صحيح نيست، بنابراين متعيّن است بحكم عادت و عرف كلمه [فى مراودته] مقدّر گرفته شود.
مصنّف گويد:
و منها: الشّروع فى الفعل.
شارح گويد:
يعنى و از جمله ادلّه بر تعيين محذوف نه قرينه بر اصل حذف شروع در فعل مىباشد و شاهد ما براينكه [شروع در فعل] دليل بر تعيين محذوف بوده نه قرينه بر اصل حذف آنستكه:
دليل بر اصل حذف عقل مىباشد زيرا عقل اينمعنا را بخوبى درك مىكند كه جار و مجرور نيازمند به متعلّقى مىباشد و وقتى متعلّق آن ظاهر و آشكار نبود بحكم عقل مقدّر مىباشد پس عقل قرينه بر اصل حذف مىباشد و شروع در فعل دلالت مىكند كه متعلّق جار و مجرور همان فعلى است كه انجامش را آغاز نمودهاند مانند: بسم اللّه (بنام خدا)
در اين عبارت كلمه [بسم] جار و مجرور بوده و متعلّقش همان فعلى است كه بسم اللّه گفتن را مبدء برايش قرار دادهايم پس اگر فعل مزبور قرائت باشد متعلّق [بسم الله] اقرء است و بر همين قياس متعلّق را از افعال ديگر بايد قرار داد.
مصنّف گويد: