توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٥ - رابط در جمله حاليه
ضمير فاعلى در [تقع] بجمله راجع بوده و ضمير در [عنه] به [ما يجوز ان ينتصب عنه حالا] برمىگردد.
و پس از آن چنين مىنويسد:
مصنف در متن بجاى اينكه بگويد: يجوز ان تقع تلك الجملة حالا عنه.
عبارت [ينتصب عنه حال] را آورد تا جملهاى كه خالى از ضمير بوده و مصدر به مضارع مثبت است در آن داخل گردد چه آنكه اسم واقع قبل از چنين جملهاى جايز نيست ذو الحال واقع شده و آن جمله را حال از آن قرار داد ولى معذلك جايز است اجمالا حال را از آن نصب داد، بنابراين قول مصنف در متن كه گفت:
كلّ جملة خالية عن ضمير ما يجوز ان ينتصب عنه حال.
شامل جملهاى مىشود كه مصدر است بفعل مضارعى كه از ضمير مذكور خال مىباشد و بدين ترتيب استثناء آن از جمله ياد شده صحيح ميباشد پس قول مصنف كه بعدا گفته:
الا المصدرة بالمضارع المثبت نحو جاء زيد و يتكلم عمرو، بجا و در موردش واقع شده است در مثالى كه مصنف ذكر كرده جايز نيست جمله [و يتكلّم عمرو] حال از زيد باشد چه آنكه عنقريب خواهيم گفت كه ربط چنين جملهاى واجب است تنها با ضمير باشد.
و سپس مىگويد:
معلوم باشد كه مراد مصنف از [كلّ جملة الخ] هرجملهاى است كه اجمالا براى حال واقع شدن صلاحيت داشته باشد همچون جملات اخباريّه بخلاف انشائيات كه اصلا براى حال قرار گرفتن صالح نيستند نه