توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٧ - رابط در جمله حاليه
مضمون حال حاصل مىباشد و اين همان معناى مقارنت است.
و بهرتقدير چون در حال مفرده رابطه [واو] نيست در جمله حاليّه مورد صحبت نيز كه بمنزله آن است نبايد رابط را [واو] قرار داد زيرا فعل مضارع مثبت نيز همچون حال مفرده دلالت بر حصول صفت غير ثابتى كه با عامل مقارن است دارد از اينرو همچون حال مفرده دخول [واو] بر آن ممتنع ميباشد.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: و ذلك بان يكون الخ: مشاراليه [ذلك] جواز انتصاب حال از ذو الحال مىباشد.
قوله: بان يكون فاعلا او مفعولا: ضمير در [يكون] به ماء موصوله در [ما يجوز الخ] راجع است.
و مثال فاعل بودن ذو الحال [جاء زيد و هو راكب] ميباشد حال اگر بجاى [و هو راكب] جملهاى قرار داديم كه مشتمل بر ضمير [زيد] نباشد مثلا گفتيم:
جاء زيد و يتكلّم عمرو (آمد زيد در حاليكه عمرو سخن مىگفت).
جايز است جمله [يتكلم عمرو] را حال براى [زيد] قرار داده و رابطش را كلمه [واو] بدانيم.
و مثال مفعول بودن ذوالحال در مورد بحث رأيت زيدا و يتكلّم عمرو (ديدم زيد را در حاليكه عمرو سخن مىگفت) مىباشد و بايد توجه داشت كه مقصود از [مفعول] اعم از مفعولبه و مفعول بواسطه مىباشد، مثال مفعولبه گذشت و مثال مفعول بواسطه همان جار و مجرور است مانند: