توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦٥ - حكم حال منتقله
[حكم حال منتقله]
شارح گويد:
كلمه [تذنيب] در متن عبارتست از دنباله قرار دادن براى چيزى و مصنف در اينجا ذكر بحث جمله حاليّه و اينكه گاه با واو بوده و زمانى بدون آن آورده مىشود را بدنبال مبحث فصل و وصل از اينرو به [جعل الشئ ذنابة للشئ] تشبيه نمود كه بين آن و جعل مزبور تناسب و شباهت مىباشد.
سپس در ذيل [اصل الحال المنتقلة] مىگويد:
مقصود از [اصل] در اينجا استعمال راجح و فراوان مىباشد يعنى استعمال راجح و كثير در حال منتقله آن است كه با غير واو مىآيد.
و همانطورى كه [اصل] در اينجا بمعناى كثير و راجح است گاهى هم بمعناى حقيقت مىآيد چنانچه مىگويند اصل در كلام حقيقت است.
و پس از [ان تكون بغير واو] مىافزايد:
مصنف بقيد [المنتقلة] از حال كه مؤكد و مقرر مضمون جمله است احتراز كرد چه آنكه اين قسم از حال واجب و لازم است با غير واو بيايد نه آنكه غالبا و اكثرا اينطور باشد و وجه وجوبش آن است كه حال مؤكّده ارتباط شديد با ماقبلش دارد بطورى كه آوردن واو بتوهم مىآورد كه از ماقبلش منقطع بوده و بوسيله حرف عاطف خواستهايم ارتباط برقرار نمائيم از اينرو جهت دفع چنين توهمى نبايد واو آورد.
و اما اينكه اصل در حال منتقله خالى بودنش از (واو) است جهتش آنست كه:
حال در معنا عبارتست از حكمى كه بر صاحبش مىشود مانند خبر نسبت به مبتداء چه آنكه قول شما در وقتيكه مىگويند: جائنى زيد راكبا.