توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٨ - جواز تقدير شرط بعد از تمنى و استفهام و امر و نهى
لا تشتمنى يكن خيرا لك (ناسزا بمن مگو براى تو بهتر است).
شارح گويد:
مقصود از اين چهار قسم از طلب، تمنى، استفهام، امر و نهى مىباشد كه مىتوان پس از آنها شرط را مقدر گرفت و بدنبال آنها جزاء شرط را مجزوما به (ان) مقدره با شرط ايراد نمود مانند قول شما در تمنى كه مىگوئى: ليت لى مالا انفقه كه تقديرش چنين است: ان ارزقه انفقه، يعنى اگر بمن مالى روزى شود انفاقش خواهم نمود.
در اين مثال جمله [ان ارزقه انفقه] معنائى است كه مورد آرزو بوده و آن را پس از [ليت] مقدر مىگيريم.
و در استفهام مىگوئى: اين بيتك ازرك كه تقديرش: ان تعرفنيه ازرك مىباشد يعنى: اگر منزلت را بمن نشان دهى به زيارتت ميآيم.
كه در مثال مذكور اين جمله (ان تعرفنيه ازرك) معنائى است كه شخص مورد سئوالش بوده لذا آن را پس از استفهام در تقدير گرفتهايم.
و در امر مىگوئى: اكرمنى اكرمك كه تقديرش: ان تكرمنى اكرمك است يعنى:
اگر بمن اكرام نمائى من نيز بتو اكرام خواهم كرد.
كه در مثال مزبور جمله [ان تكرمنى] معنائى است كه مورد امر بوده لذا آن را پس از [اكرمنى] در تقدير مىگيريم.
و در نهى مىگوئى: لا تشتمنى يكن خيرا لك كه تقديرش: ان لا تشتم يكن خيرا لك مىباشد يعنى: اگر بمن ناسزا نگوئى برايت بهتر است.
كه در مثال ياد شده جمله (ان لا تشتم يكن خيرا لك) معنائى است