پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - شرح و تفسير اسباب نجات در قيامت
معنوى انسان نيز قرآن مجيد نقش آب را ايفا مىكند، لذا امام عليه السّلام آن را وسيله سيراب شدن تشنگان حق، شمرده است.
در پنجمين و ششمين وصف مىفرمايد: «قرآن، حافظ تمسّك جويان و سبب نجات كسانى است كه به دامنش چنگ مىزنند» (و العصمة للمتمسّك، و النّجاة للمتعلّق).
انسان در مسير خود به سوى سعادت جاويدان، گاه لغزشهايى دارد و بايد چيزى باشد كه او را در لغزشها حفظ كند تا سقوط نكند و پرتگاههايى در پيش دارد كه براى نجات از خطرها آنها بايد به جايى وابسته باشد.
در هفتمين و هشتمين ويژگى مىفرمايد: «كژى در آن راه ندارد تا آن را راست كنند و هرگز خطا نمىكند تا به راه حقّش بازگردانند» (لا يعوجّ فيقام، و لا يزيغ فيستعتب [١]).
به يقين، كلام خدا كه متّكى به علم بىپايان پروردگار است هيچگونه خلاف و انحراف و اشتباه و خطا در آن راه ندارد؛ چرا كه خطا را كسى مىكند كه علمش محدود و قدرتش ناچيز باشد؛ نه آن كس كه علم و قدرت بىپايان دارد و مىدانيم يكى از نشانههاى اعجاز قرآن، عدم وجود اختلاف و تضادّ و خطا در آن است: «وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً». [٢] در سوره كهف نيز مىخوانيم: « «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً»؛ حمد، مخصوص خدايى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر بنده (برگزيدهاش) نازل كرد و هيچگونه كژى در آن قرار نداد». [٣] و در نهمين ويژگى مىفرمايد: «خواندن و شنيدن مكرّرش موجب كهنگى آن
[١] «يستعتب» از ماده «عتب» (بر وزن ثبت) در اصل به معناى ناراحتى درونى است و هنگامى كه به باب استفعال مىرود، به معناى جلب رضايت و خشنودى طرف است؛ گويا از طرف مقابل تقاضاى عتاب و سرزنش مىكند تا راحتى درونىاش فرو نشيند و به راه حق بازگردد.
[٢] نساء، آيه ٨٢.
[٣] كهف، آيه ١.