پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٤ - شرح و تفسير همه گفتنىها را گفتم اما
و سرانجام در بيان چهارمين خدمت فرهنگى مىفرمايد: «و آن چه (بر اثر نادانى و جهل) از دهان فرو مىريختيد براى شما گوارا ساختم» (و سوّغتكم [١] ما مججتم [٢]).
به اين كه مفهوم كه بسيارى از دستورات اسلام بود كه شما به عمق و حقيقت آن نرسيده بوديد؛ از اين رو آن را ناخوش مىداشتيد و از آن فاصله مىگرفتيد؛ ولى من اسرار و فلسفههاى آنها را روشن ساختم تا همچون جرعهاى گوارا آن را بنوشيد.
و در پايان اين سخن، تأسف خويش را از لياقت نداشتن بسيارى از مخاطبان، چنين ابراز مىفرمايد: « (آرى! همه چيز را گفتم اما صد حيف كه) نابينا نمىبيند و شخصى كه در خواب فرو رفته بيدار و هشيار نيست» (لو كان الأعمى يلحظ، أو النّائم يستيقظ!).
اشاره به اين كه من در تعليم و تربيت شما هيچ كوتاهى نكردم و تمام برنامههاى مفيد و سازنده را ارائه دادم؛ اما افسوس كه قابليّت محلّ وجود نداشت و اين بذرهاى علم و حكمت و دانههاى حيات بخش باران تعليم و تربيت من بر شورهزار فرو ريخت.
و در پايان در يك اظهار تعجب. آشكار مىفرمايد: «چه نزديكاند به جهل و نادانى نسبت به خدا (و تعليمات الهى) آن گروه كه رهبرشان معاويه و مربى آنها پسر نابغه (عمرو عاص) باشد» (و أقرب بقوم [٣] من الجهل باللّه قائدهم معاوية! و مؤدّبهم ابن النّابغة [٤]!).
[١] «سوغتكم» از ماده «تسويغ» به معناى گوارا ساختن گرفته شده؛ سپس در معناى اجازه دادن و بخشيدن نيز به كار رفته است.
[٢] «مججتم» از ماده «مجّ» (بر وزن حج) به معناى بيرون ريختن آب يا چيزى از دهان است؛ سپس در معناى كنايى ابراز تنفّر و ... كراهت از چيزى نيز به كار رفته است.
[٣] «اقرب بقوم» از قبيل صيغه تعجّب است و امام عليه السّلام به اين وسيله از افراد نادانى كه در برابر برنامههاى ننگين معاويه تسليم بودند، اظهار تعجّب مىكند.
[٤] «نابغة» در اصل به معناى فرد مبرّز و پر استعداد و كم نظير و مشهور است (و از ماده نبوغ گرفته شده) و گاه به افرادى كه مشهور به فساد باشند نيز گفته مىشود و «نابغه» نام مادر عمرو عاص بود. شايد بدين جهت كه او مشهور به فساد بوده است؛ همان گونه كه در فارسى به چنين زنانى «معروفه» مىگويند.