پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٣ - ١- كليد حل معماى صفات
و در سوّمين صفت از مكارم اخلاق آن حضرت پرده بر مىدارد و در چهارمين وصف از مأموريتهاى مهم او براى بيان احكام سخن به ميان مىآورد.
در پنجمين وصف از هدايتهاى آن حضرت از طريق گفتار و رفتار و امضاى عملى او سخن مىگويد.
و در ششمين وصف از تلاشى كه آن حضرت براى مبارزه با جهل- كه از آن به نابينايى تعبير شده- سخن به ميان آورده است.
تمام اين اوصاف، اشاره به اين است كه اگر من به نبوّت او گواهى مىدهم و به پيشوايىاش تن دادهام، بى علت نيست؛ نه يك دليل كه چندين دليل دارد.
نكته
١- كليد حل معماى صفات
همان گونه كه در كلمات پر معناى امام عليه السّلام بيان شد، نه گذشت زمان در ذات پاك خداوند اثر مىگذارد و نه جابهجايى مكان درباره او متصور است و نه چيزى در سراسر عالم هستى از دايره علم او بيرون است.
آرى، همه عالم، محضر خداست؛ ولى او جا و مكانى ندارد. همه جا حاضر است؛ ولى هيچكس او را نمىبيند. اوصاف جلال و جمال او هر چند معرفتى عميق به ما مىبخشد، ولى بايد اعتراف كرد كه او در وصف نمىگنجد! گاه اين تعبيرات درباره ذات بىمثال او معما جلوه مىكند و شكلى از تناقض را در نظر مجسم مىسازد؛ ولى با توجّه به يك نكته، كليد حل اين معما به دست مىآيد و آن اين كه او وجودى است بىنهايت، در بىنهايت و نامحدود و نامتناهى از هر جهت؛ نه آغازى دارد نه انجامى و نه حد محدودى.
گر چه تصور چنين وجودى براى ما انسانها كه همه چيزمان محدود و نامتناهى است، بسيار مشكل است، ولى به هر حال بدون توجّه به اين نكته، بحث صفات الهى حل نخواهد شد.