پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٢ - نكته اجتماعى زيستن يا انزوا گرايى؟
خويش مىگريد» (يا أيّها النّاس «طوبى لمن شغله عيبه عن عيوب النّاس»، و طوبى لمن لزم بيته، و أكل قوته، و اشتغل بطاعة ربّه، «و بكى على خطيئته»).
آن گاه چنين نتيجهگيرى مىكند: «چنين كسى به اصلاح خويش مشغول و مردم از دست او در آسايشاند» (فكان من نفسه في شغل، و النّاس منه في راحة!).
اشاره به اين كه هر انسانى- جز اولياء اللّه و معصومين عليهم السّلام- عيب يا عيوبى دارد؛ هرگاه به عيب جويى ديگران پردازد از خود و اصلاح خويشتن غافل مىشود و هرگز از نظر تهذيب اخلاق و سير الى اللّه به جايى نمىرسد؛ اما اگر گاهى در گوشه خانه بنشيند و در خويشتن فرو رود و عيوب خود را يك به يك بررسى كند و با آب زلال اطاعت پروردگار و قطرههاى اشكى كه بر اثر ندامت نسبت به خطاهايش جارى مىكند، قلبش را شستشو دهد، هم در اصلاح خويشتن توفيق مىيابد و هم مردم از دست او در امان مىمانند.
در پايان خطبه مذكور چنان كه ملاحظه كرديد، امام عليه السّلام به انزوا طلبى تشويق مىكند؛ همان انزوايى كه مقدمهاى براى خودسازى و دور ماندن از مفاسد اجتماعى است.
بسيارى از علماى اخلاق نيز انزوا را يكى از شرايط فراهم آوردن زمينه تهذيب اخلاق مىشمرند.
هنگامى كه به آيات قرآن مراجعه مىكنيم، مىبينيم بسيارى از پيغمبران بزرگ و صالحان نيز دوران انزوايى داشتهاند؛ ابراهيم خليل عليه السّلام هنگامى كه در برابر جمعيّت گمراه متعصّب- كه پيوسته بر بت پرستى پاى مىفشردند- قرار گرفت چنين گفت:
« «وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا»؛ (ابراهيم عليه السّلام گفت:) از شما و آن چه غير خدا مىخوانيد كنارهگيرى مىكنم و