پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٦ - شرح و تفسير رسوايى آتش افروزان جنگ جمل
كشتند» (فقدموا على عاملي بها و خزّان بيت مال المسلمين و غيرهم من أهلها، فقتلوا طائفة صبرا [١]، و طائفة غدرا).
ابن ابى الحديد در شرح بعضى از جنايات اهل جمل (ذيل همين خطبه) مىنويسد:
«طلحه و زبير و همدستانشان زره در زير لباس پوشيدند و هنگام نماز صبح به مسجد آمدند؛ در حالى كه نماينده امير مؤمنان على عليه السّلام «عثمان بن حنيف» قبلا به مسجد آمده بود. هنگام نماز فرا رسيد. نماينده امام عليه السّلام جلو آمد تا با مردم نماز بخواند. ياران طلحه و زبير او را عقب كشيدند و زبير را براى نماز جلو انداختند. سبابجه (پاسداران بيت المال) [٢] جلو آمدند و زبير را از مسجد بيرون كردند و عثمان بن حنيف را جلو انداختند؛ ولى اصحاب زبير با يك حمله آنها را به عقب راندند و زبير را جلو انداختند. اين جنگ و گريز تا نزديك طلوع آفتاب پيوسته ادامه داشت. مردم فرياد كشيدند: اى اصحاب محمد صلّى اللّه عليه و آله از خدا نمىترسيد؟ آفتاب دارد طلوع مىكند؛ بالاخره زبير غالب شد و با مردم نماز خواند و بعد از نماز، زبير ياران مسلح خود را صدا زد كه عثمان بن حنيف را دستگير كنيد و بعد از يك درگيرى شديد، عثمان دستگير شد و او را تا حدّ مرگ زدند و تمام موهاى صورتش حتى ابروها و مژههاى چشمانش را كندند و «سبابجه» را كه هفتاد نفر بودند دستگير كردند و به اتّفاق عثمان بن حنيف، نزد عايشه بردند، عايشه دستور قتل
[١] «صبر» در اصل به معناى حبس است و اگر به خويشتندارى در مقابل ناملايمات صبر گفته مىشود نيز به همين جهت است. معناى ديگر صبر اين است كه انسان يا حيوانى را در جايى نگهدارند و محدود سازند؛ سپس با انداختن سنگ و يا تير او را بكشند و در مجموع، كشتن با زجر و شكنجه را «قتل صبر» مىگويند.
و اين همان چيزى است كه در دستورات اسلامى حتى نسبت به خطرناكترين دشمنان ممنوع شده است!
[٢] «سبابجه» جمع «سبيجى» (بر وزن بسيجى) به گفته لسان العرب (در ماده بسج) گروهى بودند شجاع و دلير از سرزمين سند كه براى پيكار (و در اين جا دفاع از بيت المال) اجير شده بودند. بعضى نيز گفتهاند: اصل آن «سياه بچّه» بود؛ زيرا همه آنها كم سن و سال و رنگ چهره آنها تيره بود.