پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧ - شرح و تفسير گوشهاى از صفات جمال و جلال خدا
«آشكار است؛ نه با ديد چشمها، پنهان است نه به سبب كوچكى و لطافت» (و الظّاهر لا برؤية، و الباطن لا بلطافة).
آرى! او از همه چيز آشكارتر است؛ چرا كه آثار او سراسر جهان را پر كرده و جهان پرتوى از صفات جمال و جلال اوست، و او پنهان است، نه مانند اشيا كوچك و بسيار لطيف مانند هوا، بلكه به اين معنا كه به كنه ذاتش خرد پى نمىبرد.
آن گاه چهاردهمين وصف از اوصاف، او را چنين بيان مىفرمايد: «با سلطه و قدرت از همه موجودات جداست و همه موجودات براى خضوع در برابر او و بازگشتشان به سوى او از او جدايند» (بان من الأشياء بالقهر لها، و القدرة عليها، و بانت الأشياء منه بالخضوع له، و الرّجوع إليه).
اشاره به اين كه اگر مىگوييم خدا از همه چيز جداست، نه به اين معنا است كه او از ما دور است؛ بلكه به مقتضاى دلايل قطعى فلسفى و صريح آيه قرآن از ما به ما نزديكتر است، « «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»؛ ما به انسان از رگ گردن او نزديك تريم». [١] بلكه به اين معناست كه قدرت و قاهريت او بر همه چيز سايه افكنده. ما كجا و او كجا؟ «چه نسبت، خاك را با اوج افلاك؟» و همچنين جدايى اشيا از او كه مفهومش خضوع همه چيز در برابر اراده و فرمان اوست.
در بيان پانزدهمين وصف چنين مىفرمايد: (ذات او قابل وصف نيست؛ چرا كه) «آن كس كه او را با صفات مخلوقات) وصف كند محدودش ساخته و كسى كه براى او حدّى تعيين كند، او را به شمارش درآورده و كسى او را به شمارش در آورد، ازليّتش را انكار كرده و آن كس كه بپرسد: چگونه است؟ وصفش كرده و آن كس كه بگويد: كجاست؟ مكانى براى او قائل شده» (من وصفه فقد حدّه، و من حدّه فقد عدّه، و من عدّه فقد أبطل أزله، و من قال: «كيف» فقد استوصفه، و من قال: «أين» فقد حيّزه [٢]).
[١] ق، آيه ١٦.
[٢] «حيزه» از ماده «حيز» به معناى مكان گرفته شده است.