پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - شرح و تفسير گوشهاى از صفات جمال و جلال خدا
اما نه به اين معنا كه حركت و رنج و تعبى در اين راه متحمل شود. شنواست؛ بى آن كه از ابزار شنوايى استفاده كند و بيناست ولى نه از طريق باز و بسته كردن پلكها. در همه جا حاضر است؛ نه اين كه با اشيا مماس باشد و از همه چيز جداست؛ بى آن كه مسافتى ميان او و موجودات باشد. آشكار است؛ نه با ديد چشمها و پنهان است نه به سبب كوچكى و لطافت. با سلطه و قدرتش، از همه اشيا جداست و همه آنها از او جدا هستند؛ چرا كه در برابر او خاضع و بازگشتشان به سوى اوست. آن كس كه او را (با صفات مخلوقات) وصف كند، محدودش ساخته و كسى كه براى او حدى قائل شود، او را به شمارش در آورده و آن كس كه او را به شمارش درآورد ازليّتش را انكار كرده و آن كس كه بپرسد: چگونه است؟
وصفش نموده و آن كس كه بگويد: كجاست؟ مكانى براى او قائل شده. او عالم بود، در آن هنگام كه معلومى وجود نداشت و پروردگار بود آن زمان كه پروردهاى نبود و قادر و توانا بود آن زمان كه مقدورى وجود نداشت.
شرح و تفسير گوشهاى از صفات جمال و جلال خدا
همان گونه كه در بخش مصادر خطبه گفته شد، اين خطبه را امام عليه السّلام هنگامى ايراد كرد كه مردم عثمان را به علت ناراحتىهايى كه از او و اطرافيانش داشتند، كشتند و به دنبال آن با امام على عليه السّلام بيعت نمودند.
در آغاز خطبه به معرفة اللّه و بيان صفات جمال و جلال خدا مىپردازد، چرا كه ريشه تمام خوشبختىها و اصلاحات فردى و اجتماعى، معرفت او است. هيجده وصف از اوصاف الهى را در قالب عباراتى كوتاه و پر معنا و روشن بيان مىفرمايد كه فلاسفه و متكلمان در پيچ و خم آن ماندهاند.
نخست مىفرمايد: «ستايش، مخصوص خداوندى است كه با آفرينش مخلوقات، همگان را به وجود خود رهنمون شده است» (الحمد للّه الدّالّ على وجوده بخلقه).