تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٩٥
ميان دو چشمش نوشته باشد كه، نوميد است از رحمت خدا يا از رحمت من».[١]
باب در بيان سخنچينى كردن
١٥٩. باب در بيان سخنچينى كردن
٢٨٠٣/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسن بن محبوب، از عبداللَّه بن سنان، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: آيا نمىخواهيد كه شما را خبر دهم به بَدان يا بدترين شما؟ صحابه عرض كردند: يا رسول اللَّه! بلى، مىخواهيم. فرمود: آنان كه به سخنچينى، بسيار روندگانند در ميان مردمان (يعنى سخن آن را به نزد اين، و سخن اين را به نزد آن مىبرند، تا فتنه و نزاع در ميان ايشان اندازند)، و آنان كه در ميان دوستان جدايى مىاندازند، و از براى بىگناهان، عيب يا عيبها مىجويند»[٢].
٢٨٠٤/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن عيسى، از يوسف بن عقيل، از محمد بن قيس، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «بهشت حرام گردانيده شده است بر آنان كه گوش دهندگانند، تا سخن مردم را بشنوند، و به سخنچينى كردن در ميان مردمان، بسيار روندگانند».
٢٨٠٥/ ٣. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از ابو الحسين اصبهانى روايت كرده كه آن را ذكر كرده است از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه- فرمود كه: بَدان يا بدترين شما، آنانند كه به سخنچينى، بسيار روندگانند، و آنان كه در ميان دوستان جدايى مىاندازند، و از براى بىگناهان، عيبها مىجويند».
باب در بيان فاش كردن اسرار
١٦٠. باب در بيان فاش كردن اسرار
٢٨٠٦/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از عثمان بن عيسى، از محمد بن عجلان كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه خداى عز و جل گروهى چند را به واسطه فاش كردن، سرزنش فرموده، در فرموده خود: «وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ»[٣]؛ يعنى: و چون بيايد ايشان را امرى از ايمنى
[١]. بنابر اختلاف نسخ كافى.( مترجم)
[٢]. بنابر اختلاف نسخ كافى.( مترجم)
[٣]. نساء، ٨٣.