تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٢١
بيزارى مىجويم.
حضرت به من فرمود كه: «اى زراره! گفته خداى عز و جل از گفتار تو راستتر است، اگر چنان باشد كه تو مىگويى؛ پس كجايند آنان كه خداى عز و جل در باب ايشان فرموده است كه: «إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا»[١]؟ و كجايند آنان كه باز داشته شدهاند براى نزول فرمان خدا درباره ايشان؟ و كجايند آنان كه كردار نيك و كردار ديگرِ بد را به هم آميختهاند؟ و كجايند اصحاب اعراف؟ و كجايند آنان كه دلهاى ايشان الفت داده شده است؟».
و حمّاد در اين حديث، اين را زياد كرده است كه زراره گفت كه: پس آواز امام محمد باقر عليه السلام و آواز من بلند شد، تا به حدّى كه هر كه بر در خانه بود، آن را مىشنيد.
و جميل، از زراره در آن، اين را زياد كرده است كه: پس در هنگامى كه سخن در ميان من و آن حضرت بسيار شد، به من فرمود كه: «اى زراره! بر خداى عز و جل واجب و سزاوار است كه گمراهان را داخل بهشت گرداند» (و مراد از ايشان، ناتوانانند).
باب در بيان كفر
١٦٥. باب در بيان كفر
٢٨٤٤/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسن بن محبوب، از داود بن كثير رقّى كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه:
سنّتهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله (يعنى آنچه از طريقه آن حضرت ظاهر مىشود)، مانند واجبات خداى- تعالى- است؟ فرمود: «به درستى كه خداى عز و جل فريضهاى چند را قرارداد فرموده، كه آنها را بر بندگان خويش واجب نموده؛ پس هر كه فريضهاى از آنها كه بر ايشان واجب شده، ترك كند و به آن عمل نكند و آن را انكار كند، كافر باشد. و خداى عز و جل به امورى چند امر فرموده (يعنى به طريقه استحباب)، كه همه آنها نيكو است؛ پس هر كه ترك كند بعضى از آنچه را كه خداى عز و جل بندگان خود را به آن امر فرمود از طاعت، كافر نيست، وليكن چنين كسى تارك فضل و افزونى است، و بهرهاش از خير و خوبى، كم و ناتمام شده است».
٢٨٤٥/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد بن عيسى، از حريز، از زراره، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به خدا سوگند كه كفر، از شرك ديرينهتر و خبيثتر
[١]. نساء، ٩٨.