تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩٣
و اى بهتر كسى كه سؤال شده! و اى بهتر كسى كه عطا كرده! و اى بهتر اميد داشتهشده! بكن به آن، چنين و چنين»[١].
٣٣٧٤/ ١٣. ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «علىبن الحسين عليه السلام خدا را به اين دعا مىخواند: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ حُسْنَ الْمَعِيشَةِ ... وَبَارِكْ لِي فِي أَهْلِي وَمَالِي؛ خداوندا! به درستى كه من سؤال مىكنم از تو خوبى زندگانى را، زندگانى كه نيرومند شوم به آن بر همه حاجتهاى من، و بپيوندم به آن در زندگى به سوى آخرت من، از غير آنكه نعمت دهى مرا در آن، پس از اندازه درگذرم، يا تنگ گيرى به آن بر من، پس بدبخت شوم.
وسعت ده بر من از حلال روزى خود، و انعام كن بر من از سبب فضل خود، نعمتى از خود، كه تمام و كامل باشد، و بخششى غير بريدهشده. پس مشغول مكن مرا از شكر نعمت خود، به بسيار كردن از آن، كه مشغول سازد مرا نيكويى آن، و در بلا افكند آرايشهاى منظر خوب و تازگى آن، و نه به اندك گردانيدن بر من از آن، كه كوتاه كند كار مرا رنج آن، و پر كند سينه مرا اندوه آن. عطا كن به من از آن، اى خداى من! بىنيازى را از بدى آفريدگان تو، و كفايتى [كه] در بيابم بر آن خشنودى تو را، و پناه مىبرم به تو، اى خداى من! از بدى دنيا و از بدى آنچه در آن است، و مگردان بر من دنيا را زندان، و نه جدايى آن را بر من اندوه. بيرون بر مرا از آزمايش آن، خشنود شده از من، پذيرفته شده در آن كار من، به سوى خانه زندگى و جاىهاى آرام نيكان، و بدل بده به من به دنياى نيست و نابودشونده، نعمتِ خانهاى باقى.
خداوندا! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از تنگى آن و جنبش آن، و سطوتهاى ديوهاى سركش آن، و صاحبان سلطنت آن، و عقوبت آن، و از ستمگرى كه ستمكند بر من در آن.
خداوندا! هر كه كِيْد كند با من، پس كيد كن با او، و هر كه اراده كند مرا، پس اراده كن او را، و كُند كن از من، تيزى كسى كه برپا كرده از برايم تيزى خود را، و فرو نشان از من، آتش كسى كه برافروخته است از برايم آتشزنه خود را، و كفايت كن از من، مكر مكركنندگان، و بِران از من، چشمهاى كافران را، و كفايت كن از من، اندوه آنكه درآورده است بر من اندوه خود، و بازدار از من، بدى حسد برندگان، و نگاه دار مرا از آن به آرام و آسايش، و درپوشان به من
[١]. و همين حديث، در همين باب[ حديث دوم]، با اندك تغييرى گذشت.( مترجم)