تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥١١
وضو بسازد و وضو را كامل گرداند، بعد از آن، دو ركعت يا چهار ركعت نماز بگذارد، و در آخر آنها بگويد كه: يَا مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى ... يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛ «اى جاى نهادن هر گِله! و اى شنونده هر راز! و اى حاضر هر كرده! و اى داناى هر پنهانى! و اى بازدارنده آنچه خواهد از رنج و سختى ما! اى دوست ابراهيم! و اى همراز موسى! و اى برگزيننده محمد! صلوات فرستد خدا بر او و آل او، مىخوانم تو را چون خواندن كسى كه سخت شده است درويشى او، و كم است چاره او، و ناتوان شده است توانايى او، چون خواندنى غريب و دورِ در آب فرو رفته ناچارى كه نيابد از براى برداشتن آنچه او در آن است، مگر تو. و اى مهربانتر از همه مهربانان!»، پس به درستى كه كسى اين دعا را نمىخواند، مگر آنكه خدا اندوه او را زائل مىگرداند، ان شاء اللَّه».
٣٣٩٤/ ١٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از پسر برادر سعيد بن يسار، از سعيد بن يسار روايت كره است كه گفت: به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: غم و اندوه در من داخل مىشود. فرمود كه: «بسيار گردان اين گفتار را كه: اللَّهُ اللَّهُ رَبّى لاأُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً؛ «خدا، خدا، پروردگار من است، شريك نمىگردانم به او چيزى را»، و هرگاه از وسوسه يا حديث نفس و حرف زدن دل ترسى، بگو كه: اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ ... لَاأُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً؛ خداوندا! به درستى كه من بنده تو و پسر بنده تو و پسر كنيز توام. موى پيشانى من به دست تو است. عين عدلت است در من حكم تو. رواست در من قضاى تو. خداوندا! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را به هر نامى كه آن از براى تو است، كه فرو فرستادهاى آن را در كتاب خود، يا تعليم دادهاى مرا به يكى از آفريدگانت، يا متفرّد و تنها شدهاى به آن در دانستن نهانى كه در نزد تو است، كه صلوات فرستى بر محمد و آل محمد، و آنكه بگردانى قرآن را روشنى ديده من، و بهار دل من، و زدودن اندوه من، و رفتن همّ من. خدا، خدا، پروردگار من، شريك نمىگردانم با تو چيزى را».
٣٣٩٥/ ١٧. ابوعلى اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار، از صفوان، از علا بن رزين، از محمد بن مسلم، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «دعاى پيغمبر صلى الله عليه و آله در شب جنگ احزاب اين بود كه: يَا صَرِيخَ الْمَكْرُوبِينَ ... وَاكْفِنِي هَوْلَ عَدُوِّي؛ اى فريادرس اندوهناكان! و اى اجابتكننده بيچارگان! و اى برنده اندوه من! بردار از من غم من و همّ من و اندوه مرا. پس به درستى كه تو مىدانى حال من و حال ياران مرا، و كفايت كن از من