تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٨٥
پروردگارا! چگونه بجويم شهوتهاى دنيا را، و بگريم بر بىبهرگى من در آن، و نگريم و سخت باشد افسوسها و اندوههاى من برنافرمانيم و تقصير كردنم.
پروردگارا! خواند مرا خوانندگان دنيا، پس اجابت كردم آنها را شتابان، و ميل نمودم به سوى آنها فرمانبردار، و خواند مرا خوانندگان آخرت، پس كاهلى كردم از آنها، و تنبلى نمود در اجابت و شتابيدن به سوى آنها، چنان كه شتاب كردم به سوى خوانندگان دنيا و متاع ناپايدار آن، كه خشك است، و گياه خشك آن، كه نابود است، و آشاميدنى آن، كه رونده است.
پروردگارا! ترسانيدى مرا، و آرزومند كردى مرا، و حجّت آوردى بر من به بندگى من، و كفيل شدى از براى من به روزى من، پس ايمن شدم ترس تو را، و كاهلى ورزيدم از آرزومند گردانيدن تو، و اعتماد نكردم بر ضمان تو، و خوارى رسانيدم به حجت آوردن تو. خداوندا! پس بگردان ايمنى مرا از تو در اين دنيا ترسيدن، و بگردان كاهلى مرا آرزومندى، و خوارى رسانيدن من به حجّت تو، ترس از تو؛ پس خشنود كن مرا به آنچه پخش كردهاى از برايم از روزى تو. اى صاحب كرم! سؤال مىكنم تو را به نام تو كه بزرگ است، خشنودى تو را در نزد ناخشنودى، و خلاصى از اندوه در نزد اندوه، و روشنى در نزد تاريكى، و بينايى در نزد از حال[١] گرديدن فتنه.
پروردگارا! بگردان سپر مرا از گناهانم استوار، و پايهها و پلههايم در بهشتها بلند، و كارهايم، همه آنها، پذيرفته، و خوبىهايم، دوچندان كرده شده پاكيزه. پناه مىبرم به تو از فتنهها، همه آنها، آنچه هويدا شده از آنها، و آنچه نهان شده، و از بلندِ بزرگوارِ خوردنى و آشاميدنى، و از بدى آنچه مىدانم، و از بدى آنچه نمىدانم، و پناه مىبرم به تو از آنكه بخرم نادانى را به دانش، و جفا را به بردبارى، و ميل را به عدالت، و بريدن و جدايى را به نيكى، و بىتابى را به شكيبايى، يا راه راست را به گمراهى، يا كفر را به ايمان».
ابن محبوب، از جميل بن صالح روايت كرده است كه او نيز مثل اين را ذكر كرده است، و ذكر كرده است كه اين از جمله دعاى على بن الحسين است- صلوات اللَّه عليه-، و در آخرش اين را افزوده كه: «آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ؛ يعنى: مستجاب گردان، اى پروردگار عالميان».
٣٤٦٩/ ٣٢. ابنمحبوب روايت كرده و گفته است كه: حديث كرد ما را ابو اليقظان نوح، از
[١]. نسخه خوشخوان نيست و متن عربى« تشبه الفتنه» به معناى فضاى شبههناك حاصل از فتنه انگيزى است.