تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٣٣
از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «اگر آنكه بندگان، در وقتى كه جهالت داشته باشند و چيزى را ندانند، بايستند و انكار نكنند، كافر نشوند».
٢٨٦٣/ ٢٠. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از فضيل بن يسار، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه خداى عز و جل على را بر پا كرد كه نشانهاى باشد در ميان آن جناب و آفريدگانش؛ پس هر كه او را بشناسند، مؤمن باشد، و هر كه او را انكار كند، كافر باشد، و هر كه به او جاهل باشد، گمراه باشد، و هر كه چيزى را با او بر پا كند، مشرك باشد، و هر كه بيايد در قيامت با دوستى او، در بهشت داخل شود، و هر كه بيايد با دشمنى او، در آتش دوزخ درآيد».
٢٨٦٤/ ٢١. يونس، از موسى بن بكر، از امام موسىكاظم عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
«به درستى كه على عليه السلام درى است از درهاى بهشت؛ پس هر كه در او داخل شود، مؤمن باشد، و هر كه از درِ او بيرون رود، كافر باشد، و هر كه در آن داخل نشود و از آن بيرون نرود، در طبقهاى باشد كه خدا را در باب ايشان مشيّت و خواست است، كه آنچه خواهد، با ايشان مىكند»[١].
باب در بيان وجوه و طورهاى كفر
١٦٦. باب در بيان وجوه و طورهاى كفر
٢٨٦٥/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از بكر بن صالح، از قاسم بن بريد، از ابو عمرو زبيرى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم كه:
مرا خبر ده از وجوه و اقسام كفر كه در كتاب خداى عز و جل مذكور است.
فرمود كه: «كفر، در كتاب خداى عز و جل بر پنج وجه است؛ پس از جمله آنها، كفر جحود و انكار است، و آن بر دو وجه است. بعد از آن، كفرى است كه به واسطه ترك كردن آن چيزى است كه خدا به آن امر فرموده است، و كفر برائت و بيزارى، و كفر نعمتها. امّا كفر جحود و انكار، انكار ربوبيّت و پروردگارى است، كه بالمرّه خدا را انكار كند، و اين گفتار كسى است كه مىگويد: پروردگارى نيست و بهشتى نيست و دوزخى نيست. و اين گفتار، گفتار
[١]. و چند حديث اين باب، در باب رواياتى كه در ولايت است، مذكور شد، با تفاوت و اختلاف در متن و سند.( مترجم)