تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٢٩
گاهى آن را بلند كنى و گاهى پست كنى. و ابتهال آن است كه دستها و ذراع خود را به سوى آسمان بگشايى. و ابتهال، در هنگامى است كه اسباب گريه را ببينى».
٣١٢٧/ ٥. از او، از پدرش، از هارون بن خارجه، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه گفت: آن حضرت را سؤال كردم از دعا و برداشتن دستها. فرمود كه: «آن بر چهار وجه است: امّا در حال پناه بردن، باطن كفهاى خويش را رو به قبله مىآورى، و امّا در حال دعا در باب روزى، كفهاى خود را مىگشايى و باطن آنها را به سوى آسمان ظاهر مىكنى، و امّا تبتّل، اشاره كردن تو است به انگشت سبّابه خود، و امّا ابتهال، برداشتن تو است دستهاى خود را در حالى كه آنها را از سر خود بگذرانى و آنها را از جانب سر بلند كنى. و دعاى تضرّع آن است كه انگشت سبّابه خود را بجنبانى از آنجا كه به روى تو نزديك باشد، و آن دعاى ترس است».
٣١٢٨/ ٦. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابنمحبوب، از ابوايّوب، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام را سؤال كردم، تا آخر حديث دويم اين باب.
٣١٢٩/ ٧. على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد، از حريز، از محمد بن مسلم و زراره روايت كرده است كه گفتند: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كرديم كه: مسئلت و درخواست به سوى خداى- تعالى- چگونه است؟ فرمود كه: «كفهاى خود را مىگشايى».
عرض كرديم كه: استعاذه و پناهجويى به او به چه كيفيّت است؟ فرمود كه: «كفهاى خود را ظاهر مىگردانى. و تبتّل، اشاره است به انگشت، و تضرّع، جنبانيدن انگشت است، و ابتهال، آن است كه هر دو دستهاى خود را بكشى».
باب در بيان ثمره گريستن
١٥. باب در بيان ثمره گريستن
٣١٣٠/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از منصور بن يونس، از محمد بن مروان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هيچ چيز نيست، مگر اينكه آن را كيل و وزنى هست، مگر اشكهاى چشم. پس به درستى كه يك چكيدهاى از آن، درياهايى از آتش را فرو مىنشاند و خاموش مىگرداند. پس چون چشم پر شود از آب خويش و آن را بريزد، غبار سياه و نشانه اندوه و خوارى و رسوايى روى صاحب آن را