تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٣٩
و ديگرى آمد و دو ركعت نماز كرد. بعد از آن بر خداى- تعالى- ثنا گفت و صلوات بر پيغمبر صلى الله عليه و آله فرستاد. پس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: حاجت خود را طلب كن، تا خدا آن را به تو عطا فرمايد».
٣١٤٧/ ٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از على بن حكم، از ابوكهمس روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «مردى داخل مسجد شد و پيش از ثناى بر خداى عز و جل و صلوات بر پيغمبر صلى الله عليه و آله، ابتدا كرد به حاجت خواستن. پس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: اين بنده بر پروردگار خويش تعجيل كرد. پس ديگرى آمد و نماز كرد و بر خداى عز و جل ثنا گفت و بر رسول خدا صلى الله عليه و آله صلوات فرستاد. حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه: سؤال كن تا عطا شوى». بعد از آن حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «در كتاب على عليه السلام است كه: ثناى بر خدا و صلوات بر رسولش، پيش از سؤال و طلب حاجت است. به درستى كه يكى از شما به نزد مردى مىآيد كه از او حاجتى را طلب نمايد، پس دوست مىدارد كه سخن خوبى را به او بگويد، پيش از آنكه حاجت خود را از او سؤال كند».
٣١٤٨/ ٨. على بن ابراهيم، از پدرش، از عثمان بن عيسى، از آنكه او را حديث كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم كه: در كتاب خدا دو آيه هست كه آنها را طلب مىكنم و آنها را نمىيابم (يعنى اثر و مصداق آنها را نمىبينم).
حضرت فرمود كه: «آن دو آيه چيست؟» عرض كردم: يكى قول خداى عز و جل: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»[١]؛ پس ما مكرّر او را مىخوانيم و دعا مىكنيم، و اجابتى نمىبينيم و اثر اجابت به ظهور نمىرسد. حضرت فرمود كه: «پس آيا خدا را چنان مىبينى كه وعده خود را خلف فرموده باشد؟» عرض كردم: نه. فرمود كه: «پس اين از چه ناشى شده است؟» عرض كردم كه:
نمىدانم. فرمود: «ليكن من تو را خبر مىدهم. هر كه خداى عز و جل را اطاعت كند در آنچه او را امر فرموده، بعد از آن او را بخواند از جهت و راه دعا، خدا او را اجابت فرمايد». عرض كردم كه: جهت دعا چيست؟ فرمود كه: «ابتدا مىكنى و خدا را حمد مىنمايى، و نعمتهاى او را به خاطر مىآورى (و نازهاى او را كه در نزد تو هست ياد مىكنى)، پس او را شكر مىكنى. بعد از آن، بر پيغمبر صلى الله عليه و آله صلوات مىفرستى، و گناهان خود را به خاطر مىآورى و
[١]. غافر، ٦٠.