تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٢٩
خبر ده كه اگر به طبيب محتاج شوم و او نصارى باشد، بر او سلام كنم و او را دعا گويم؟ فرمود:
«آرى، به درستى كه دعاى تو او را سود نمىدهد».
٣٦٦٦/ ٩. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از محمد بن عيسى بن عبيد، از محمد بن عرفة، از ابو الحسن حضرت امام رضا عليه السلام كه فرمود: «به حضرت صادق عليه السلام عرض شد كه: از براى يهودى و نصارى چگونه دعا كنم؟ فرمود: به او مىگويى كه:
بارَكَ اللَّهُ لَكَ في دُنياكِ؛ يعنى: خدا مبارك گرداند از برايت در دنيايت».
٣٦٦٧/ ١٠. حميد بن زياد، از حسن بن محمد، از وهيب بن حفص، از ابو بصير، از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق عليهما السلام روايت كرده است در باب مصافحه مسلمانان با يهود و نصارى كه فرمود: «از پسِ جامه. پس اگر به دستش با تو مصافحه كند، دستت را بشو».
٣٦٦٨/ ١١. ابو على اشعرى، از حسن بن على كوفى، از عبّاس بن عامر، از على بن معمر، از خالد قلانسى روايت كرده است كه گفت: به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: با يكى از اهل ذمّه ملاقات مىكنم؛ پس با من مصافحه مىكند. فرمود: «دستت را به خاك و به ديوار بمال». عرض كردم كه: ناصبى را ملاقات مىكنم و با من مصافحه مىكند. فرمود كه: «دستت را بشو».
٣٦٦٩/ ١٢. ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار، از صفوان، از علاء بن رزين، از محمد بن مسلم، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه: در باب مردى كه با گَبْرى [زرتشتى] مصافحه كرده باشد؟ فرمود: «دستش را مىشويد و وضو نمىسازد».
باب در بيان نامه نوشتن به اهل ذمّه
١٢. باب در بيان نامه نوشتن به اهل ذمّه
٣٦٧٠/ ١. احمد بن محمد كوفى، از على بن حسن بن على، از على بن اسباط، از عمويش يعقوب بن سالم، از ابو بصير روايت كرده است كه گفت: از حضرت صادق عليه السلام سؤال شد از مردى كه او را حاجتى مىباشد به سوى گبر، يا به سوى جهود، يا به سوى ترسا[١]، يا آنكه آن شخص محتاج اليه، نامسلمان عامل و كاركن ديوان، يا كدخدايى از بزرگان زمينش مىباشد، پس آن مرد در باب حاجت بزرگى، كاغذى به او مىنويسد. آيا در نامهاش به كافر عجمى و گبر آغاز مىكند، كه نامش را در اوّل نامه بنويسد و بر او سلام مىكند، و جز اين نيست كه
[١]. گبر، جهود و ترسا، يعنى زرتشتى، يهودى و مسيحى.