تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥٩
حضرت بود. پس ابو بصير داخل شد و عرض كرد كه: يا اباعبداللَّه! چه مىفرمايى در باب كسى كه در خدا شك كند؟ فرمود كه: «يا ابامحمد! آن كس كافر است». عرض كرد كه: در حقّ رسول خدا صلى الله عليه و آله شك مىكند؟ فرمود كه: «كافر است». بعد از آن، به جانب زراره التفات فرمود و فرمود: «جز اين نيست كه كافر مىشود، هرگاه دانسته انكار كند».
٢٨٨٤/ ٤. از او، از پدرش، از نضر بن سويد، از يحيى بن عمران حلبى، از هارون بن خارجه، از ابو بصير روايت است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عز و جل: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ»[١]. فرمود: «يعنى آن را به شك نياميختند».
٢٨٨٥/ ٥. حسين بن محمد، از احمد بن اسحاق، از بكر بن محمد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه شك و معصيت، در آتش دوزخاند، و اين دو از ما نيستند و به سوى ما باز نمىگردند».
٢٨٨٦/ ٦. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن ابى عبداللَّه، از عثمان بن عيسى، از مردى، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «هر كه در خداى عز و جل شك كند، بعد از آنكه بر فطرت اسلام متولّد شده باشد، هرگز به سوى خير و خوبى رجوع نخواهد كرد».
٢٨٨٧/ ٧. از او، از پدرش روايت است كه آن را مرفوع ساخته به سوى امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «هيچ عملى با شك و انكار نفع نمىبخشد».
٢٨٨٨/ ٨. و در وصيّت مفضّل مذكور است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «هر كه شك كند يا مظنّه داشته باشد، پس بر سر يكى از اين دو ايستادگى نمايد، خداى عز و جل عمل او را فرو ريزد و باطل گرداند. به درستى كه حجّت خداى عز و جل، حجّتى است روشن».
٢٨٨٩/ ٩. از او، از على بن اسباط، از علا بن زرين، از محمد بن مسلم، از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق عليهما السلام روايت است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم: به درستى كه ما مردى را مىبينيم كه او را عبادت و نهايت جدّ و جهد و خشوع و فروتنى است، و به حق قائل نيست؛ پس آيا اينها، هيچ نفع به او مىرساند؟ فرمود كه: «اى محمد! جز اين نيست كه داستان اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله، چون داستان اهل بيتى است كه در بنىاسرائيل بودند. و چنان بود كه
[١]. انعام، ٨٢.