تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٦٣
چيزى از حرز نيست كه شما آن را طلب كنيد (يا مردم آن را طلب كنند)، از براى دفع سوختن يا غرق شدن يا دزدى يا گريختن چهارپا از صاحبش يا گم شده يا بندهاى گريخته، مگر آنكه آن در قرآن است. پس هر كه اين را خواهد، مرا از آن سؤال كند». پس مردى به سوى آن حضرت برخاست و عرض كرد كه: يا اميرالمؤمنين! مرا خبر ده از آنچه از سوختن و غرق شدن ايمن مىگرداند. فرمود كه: «اين آيهها را بخوان: «اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ»[١] «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ»، تا قول آن جناب كه مىفرمايد: «سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ»[٢]. كه هر كه اينها را بخواند، به حقيقت كه از سوختن و غرق شدن ايمن گرديده».
اصبغ گفت كه: پس مردى اينها را خوانده، آتش در خانههاى همسايگانش درگرفت، و خانه او در ميان آنها بود، و به او چيزى نرسيده و آتش در آن نيفتاد[٣].
پس ديگرى به سوى آن حضرت برخاست و عرض كرد كه: يا اميرالمؤمنين! به درستى كه حيوان من بر من سركشى مىكند و من از آن ترسانم. فرمود كه: «اين را در گوش راستش بخوان كه: «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ»[٤]؛ يعنى: و از براى خدا گردن نهاده، هر كه در آسمانها و زمين است، از روى رغبت و نفرت و كراهت، و به سوى او و جزايش باز گردانيده خواهيد شد يا خواهند شد». پس آن مرد اين را خواند و حيوانش از برايش رام شد.
و مردى ديگر به سوى آن حضرت برخاست و عرض كرد كه: يا اميرالمؤمنين! به درستى كه زمينى كه من در آن مىباشم، زمينى است درندهزار كه درنده بسيار در آنجا مىباشند، و به درستى كه درندگان در منزل من درمىآيند، و تا طعمه خود را نگيرند، از آنجا نمىروند.
حضرت فرمود كه: «اين را بخوان كه: «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ* فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ
[١]. اعراف، ١٩٦.
[٢]. زمر، ٦٧.
[٣]. آيه اوّل، در سوره اعراف است و دويم، در سوره زمر، و از صدر اوّل، انّ وليّى ذكر نشده، و از وسط دويم،« وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ». و ترجمه آيه اوّل آنكه:« به درستى كه يار من يا متولّى كار و صاحب اختيار من، خدايى است كه فرو فرستاده قرآن راى، و او است كه دوست دارد شايستگان راى، و كار ايشان راى مىسازد و ايشان راى از ضرر دشمنان محافظت مىنمايند». و ترجمه آيه دويم:« و تعظيم نكردند خدا راى، حقّ تعظيم او، و قدرش راى ندانستند، و زمين، همه، يك قبضه او است در روز قيامت، و آسمانها پيچيده خواهند شد به دست راستش كه عبارت است از قدرت. منزّه و پاك است ذات او، و برترى دارد از آنچه شرك مىآورند و شريك وى مىسازند».( مترجم)
[٤]. آل عمران، ٨٣.