تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٧٣
٣٥٧١/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حجّال، از على بن عقبه از داود بن فرقد، از آنكه او ذكر كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «قرآن چهار ربع است: ربعى حلال، و ربعى حرام، و ربعى سنن و احكام، و ربعى خبر آن چيزى است كه پيش از شما بوده، و خبر آنچه بعد از شما خواهد بود، و فصل آنچه در ميان شما است».
٣٥٧٢/ ٤. ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار، از صفوان، از اسحاق بن عمّار، از ابو بصير، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «قرآن چهار ربع نازل شده: ربعى در شأن ما، و ربعى در شأن دشمنان ما، و ربعى سنن و امثال، و ربعى واجبات و احكام است»[١].
٣٥٧٣/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد و سهل بن زياد، از منصور بن عبّاس، از محمد بن حسن سرّى، از عمّويش على بن سرّى، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «به درستى كه اوّل چيزى كه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ» است، و آخر آن، سوره «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ»».
٣٥٧٤/ ٦. على بن ابراهيم روايت كرده است، از پدرش و محمد بن قاسم، از محمد بن سليمان، از داود، از حفص بن غياث، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت: آن حضرت عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عز و جل: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»[٢]، كه ترجمهاش اين است كه: «ماه مبارك رمضان كه قرآن فرو فرستاده شد در آن». و عرض كردم: جز اين نيست كه فرو فرستاده شد در بيست سال، كه اين زمان فاصله شد در ميانه اوّل و آخر آن. حضرت صادق عليه السلام در جواب فرمود كه: «قرآن در ماه مبارك رمضان يكبار به سوى بيت المعمور فرود آمد. بعد از آن، در طول بيست سال به زمين فرود آمد».
بعد از آن، فرمود كه: «پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: صحف ابراهيم در شب اوّل از ماه مبارك رمضان فرود آمد، و تورات در وقتى كه شش شب از ماه مبارك رمضان گذشته بود نازل شد، و انجيل در وقتى كه سيزده شب از ماه مبارك رمضان رفته بود نازل شد، و زبور در وقتى كه ده شب از ماه مبارك رمضان رفته بود نازل گرديد، و قرآن در شب بيست و سيم از ماه مبارك رمضان شرف نزول بخشيد».
[١]. بناى اين تقسيم بر تسويه حقيقيّه نيست، و نه بر تفريق از جميع وجوه؛ پس با زيادتى بعضى از اقسام بر ثلث، يا نقصان آن از ثلث منافات ندارد، و نه با دخول بعضى از آنها در بعضى.( مترجم)
[٢]. بقره، ١٨٥.