تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٦١
روايت كرده است كه گفت: حضرت امام جعفر صادق عليه السلام را ديدم كه لبهاى خود را مىجنبانيد، در هنگامى كه مىخواست بيرون رود، و آن حضرت بر در ايستاده بود. پس عرض كردم كه: من تو را ديدم كه لبهاى خود را مىجنبانيدى، در هنگامى كه بيرون آمدى، پس آيا هيچ گفتى؟ فرمود: «آرى، به درستى كه آدمى چون از منزلش بيرون آيد، و در هنگامى كه مىخواهد بيرون آيد، سه مرتبه: اللَّه اكبر، بگويد و بگويد: بِاللَّهِ أَخْرُجُ ... إِنَّ رَبِّي عَلى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ؛ «به يارى خدا پا بيرون بردم، و به يارى خدا داخل مىشوم، و بر خدا توكل مىكنم. خداوندا! بگشا از برايم در صبح[١] را به خوبى، و به آخر رسان از برايم به خوبى، و نگاه دار مرا از بدى هر جنبندهاى، كه تو فراگيرندهاى موى پيشانيش را. به درستى كه پروردگارم بر راه راست است»، پيوسته در ضمان خداى- تعالى- باشد، تا آنكه او را برگرداند به سوى جايى كه در آن بوده».
محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از على بن حكم، از ابوايّوب، از ابوحمزه، مثل اين را روايت كرده است.
٣٣٣٦/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از على بن حكم، از مالك بن عطيّه، از ابوحمزه ثمالى روايت كرده است كه گفت: بر در خانه حضرت على بن الحسين عليه السلام آمدم و به آن حضرت برخوردم، در هنگامى كه از در درآمده بود. پس فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ، آمَنْتُ بِاللَّهِ، وَتَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ؛ به نام خدا. ايمان آوردم به خدا وتوكل كردم بر خدا»، بعد از آن فرمود كه: «اى ابوحمزه! به درستى كه بنده چون از منزلش بيرون آيد، شيطان او را پيش آيد. پس چون بگويد كه: بسم اللَّه، دو فرشته مىگويند كه: كفايت كرده شدى، و چون بگويد: آمَنْتُ بِاللَّهِ، به او مىگويند كه: رهنموده شدى، و چون بگويد كه: تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ، به او مىگويند كه:
نگاه داشته شدى؛ پس شياطين دور مىشوند و به يكديگر مىگويند كه: چگونه ما را دستى باشد به كسى كه كفايت و هدايت شد، و او را نگاه داشتند؟» ابوحمزه گفت كه: بعد از آن فرمود كه: «اللَّهُمَّ إِنَّ عِرْضِي لَكَ الْيَوْمَ؛ خداوندا! به درستى كه عرض [/ آبروى] من از براى تو است»، پس فرمود كه: «اى ابوحمزه! اگر مردم را ترك كنى، ايشان تو را ترك نكنند، و اگر ايشان را وا گذارى، ايشان تو را وا نگذارند». عرض كردم: پس چه كنم؟ فرمود: «به ايشان
[١]. نسخه ناخوانا است.