تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٦٣
سختى را، و هر ديو سركش از حد در گذرنده، و ستمكار ستيزنده. آرام نمىگيرد به آن زمينى، برپا نمىشود به آن آسمانى، و ايمن مىشود به آن هر ترسندهاى، و بيهوده مىشود به آن جادوى هر جادوگرى، و ستم هر ستمكارى، و حسد هر حسد برندهاى، و شكافته مىشود به جهت بزرگى آن، بيابان و دريا، و از آن برمىخيزد كشتى تا آنكه سخن كند به آن فرشته؛ پس نباشد آشوب آب را بر آن راهى، و آن نام تو است، و بزرگتر، بزرگتر، بزرگوار، بزرگوارتر، روشن بزرگتر است كه ناميدهاى به آن ذات خود را، و دست يافتهاى به آن بر عرش خود، و رو مىآورم به سوى تو، به محمد و اهل بيتش، و سؤال مىكنم تو را به تو و به ايشان، كه صلوات فرستى بر محمد و آل محمد، و آنكه بكنى با من چنين و چنين».
٣٤٥٥/ ١٨. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از خلف بن حمّاد، از عمرو بن ابى المقدام كه گفت: حضرت امام جعفر صادق عليه السلام اين دعا را بر من املا كرد كه آن حضرت فرمود و من نوشتم، و اين دعايى است جامع مطالب دنيا و آخرت. بعد از حمد خدا و ثناى بر او مىگويى: «اللَّهُمَّ أَنْتَ اللَّهُ لَاإِلهَ إِلَّا أَنْتَ ... مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَ مَا لَمْ أَعْلَمْ؛ خداوندا! تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه بردبارِ گرانمايه، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه صاحب عزّت و حكمتى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه يكتاى شكننده گامهايى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه پادشاه بزرگوارى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه مهربان آمرزگارى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه سخت حيله و مكرى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه بزرگ برترى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه شنواى بينايى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه عزيز و توانايى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه آمرزگار و مزد دهندهاى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه ستودهاى بزرگوارى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه آمرزگار دوستى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه بخشاينده و انعامكننده منّت گذارندهاى، و تويى خدا كه نيست خدا، مگر تو كه بردبار جزادهندهاى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه بزرگوارى يگانه، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه يكتاى يگانهاى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه پنهان و حاضرى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه هويدا و نهانى، و تويى خدا كه نيست خدايى، مگر تو كه به هر چيزى