تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٨٧
مرد مؤمن و زن مؤمنهاى كه در گذشته از اوّل دنيا، يا كسى كه آينده است تا روز قيامت.
به درستى كه در روز قيامت بندهاى هست كه امر مىشود كه او را به سوى آتش جهنّم برند، و او را بر رو مىكشند كه به جهنّم برند؛ پس مردان مؤمن و زنان مؤمنه عرض مىكنند كه:
پروردگارا! اين همان است كه ما را دعا مىكرد، پس ما را در حقّ او شفيع گردان. و خداى- تعالى- ايشان را در حقّ او شفيع مىگرداند، و به اين سبب نجات مىيابد».
٣٢٣٧/ ٦. على، از پدرش روايت كرده است كه گفت: عبداللَّه بن جندب را در عرفات ديدم و وقوف و ايستادن كسى را نديدم كه از وقوف او نيكوتر باشد. پيوسته دستهاى خود را به سوى آسمان كشيده و قطرات آبِ ديدهاش بر رخسارهايش روان بود، تا آنكه به زمين مىرسيد. و چون مردم باز گشتند، به او گفتم كه: يا ابامحمد! وقوف كسى را نديدم كه از وقوف تو بهتر باشد. گفت: به خدا سوگند كه دعا نكردم، مگر از براى برادران خود. و علَّتش آن است كه حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر عليه السلام مرا خبر داد كه: «هر كه از براى برادر خود دعا كند در غيبت او، از عرش او را ندا كنند كه: از براى تو است صد هزار برابر آن، پس من ناخوش داشتم و نخواستم كه صد هزار چندان مضمون را وا گذارم از براى يكى، كه نمىدانم مستجاب مىشود يا نه».
٣٢٣٨/ ٧. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد و على بن ابراهيم، از پدرش هر دو، از ابنمحبوب، از ابنرئاب، از ابوعبيده، از ثوير بن ابىفاخته كه گفت: شنيدم از حضرت على بن الحسين عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه فرشتگان چون بشنوند كه مؤمن از براى برادر مؤمن خود دعا مىكند در غايبانه، يا او را به نيكى ياد مىنمايد، مىگويند كه:
خوب برادرى هستى تو از براى برادرت؛ از برايش به نيكى دعا مىكنى و او از تو غائِب است، و او را به خوبى ياد مىنمايى. به حقيقت كه خدا در برابر آنچه از براى او سؤال كردى به تو عطا فرمود، و بر تو ثنا گفت دو برابر آنچه تو بر او ثنا گفتى، و تو را است فضل و افزونى بر او. و چون از او بشنوند كه برادرش را به بدى ياد مىكند و بر او نفرين مىكند، به او مىگويد كه: بد برادرى هستى تو از براى برادرت. بازايست از بدگويى و نفرين او، اى آن كسى كه خدا گناهان و عيبهاى تو را پوشيده! و متوجّه احوال و كار خود باش و كار به مردم مدار، و خدا را حمد كن كه بر تو پوشيده. و بدان كه خدا از تو به بنده خود داناتر است و او را بِه از تو مىشناسد».