تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٢٧
در باب خدمتكاران شما و زنان و فرزندان شما؟ آيا ايشان را مىكشى؟» پس گفتم: به خدا سوگند كه منم آن كسى كه مرا دانشى به طريقه خصومت و جدال نيست.
٢٨٥١/ ٨. على بن ابراهيم، از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقه روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام، در حالى كه سؤال شده بود از كفر و شرك، كه كدام يك از اين دو ديرينهتر است؟ پس فرمود كه: «كفر ديرينهتر است. و بيان اين، آن است كه شيطان نخستين كسى است كه كافر شد، و كفر او غير شرك بود؛ زيرا كه او كسى را به سوى عبادت غير خدا نخواند. و جز اين نيست كه بعد از آن، به سوى آن دعوت كرد و شريك آورد».
٢٨٥٢/ ٩. هارون، از مسعدة بن صدقه روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال شده بود كه: چيست حال و باك زناكننده كه او را كافر نمىنامى، و ترككننده نماز را كافر ناميدهاى؟ و حجّت و دليل در اين فرق چيست؟ پس فرمود كه: «زيرا زناكننده و آنكه به او شباهت دارد، جز اين نيست كه آن را مىكند، به جهت بودن شهوت و خواهش نفس؛ زيرا كه شهوت بر او غالب مىشود. و ترككننده نماز، آن را ترك نمىكند، مگر از روى استخفاف به آن و سبك شمردن حقّ آن. و اين، به جهت آن است كه تو زناكننده را نمىيابى كه با زنى مجامعت كند، مگر در حالى كه او به جهت مجامعتش با آن زن، لذّت مىبرد و خوشش مىآيد و او را مىخواهد. و هر كه نماز را ترك كند متعمّداً، كه از روى قصد آن را نكند، قصدش در ترك آن، به جهت لذّت و خوشى نخواهد بود، و چون لذّت را برطرف كنى، استخفاف و سبكْ شمارى واقع شود، و چون استخفاف واقع شود، كفر لازم آيد».
و از حضرت صادق عليه السلام سؤال شد و به آن حضرت عرض شد كه: چه فرق است در ميان كسى كه به سوى زنى نظر كند، پس با او زنا كند، يا به سوى شرابى نگرد، پس آن را بياشامد، و ميان كسى كه نماز را ترك كند، تا آنكه زناكننده و شرابنوشنده صاحب استخفاف نباشد، چنان كه ترككننده نماز استخفاف مىكند؟ و حجّت در اين باب چيست؟ و چيست علّتى كه در ميان اين دو جدايى و فرق مىكند؟
فرمود كه: «حجّت آن، اين است كه هر چيزى كه تو خويش را در آن داخل مىكنى، هيچ داعى تو را به سوى آن دعوت نكرده، و شهوت غالبه بر تو غالب نشده است، مانند داعى و شهوت زنا و آشاميدن شراب، و تو نفس خود را به سوى ترك نماز مىخوانى و در آنجا